کتاب «از اشارت‌های دریا» (بوطیقای روایت در مثنوی) نوشته‌ی حمیدرضا توکلی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب که «با یاد همزاد عاشقان جهان، قیصر امین‌پور» آغاز می‌شود، با فصل‌های: مثنوی و چشم‌انداز، وضع غریب قصه‌ها در مثنوی، زاویه‌ی روایت در مثنوی، روایت چندآوا و قصه‌ی قصه‌های مثنوی، تداعی و گریز در روایت مولانا، زبان و روایت در مثنوی، مثنوی و اسلوب قصه در قصه، موسیقی، زمان و بوطیقای روایت، و آغاز و انجام روایت همراه است.

در بخشی از یادداشت پشت جلد کتاب می‌خوانیم: «مخاطب مثنوی در همان آشنایی‌های نخستین درمی‌یابد که با چیز دیگری سر و کار یافته است. توضیح این دیگر بودن و تمایز مثنوی از منظومه‌ها و کتاب‌های دیگر کار آسانی نیست؛ اما این‌قدر هست که شکل و شیوه‌ی متن با راز امتیاز آن پیوندی نزدیک و استوار دارد؛ شیوه‌ی عجیبی که روایت با آن پیش می‌رود و در نمودی فراتر، شکل غریبی که در کلیت کتاب چشم‌گیر است. بوطیقای روایی مولانا ویژگی‌ها و پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و در پیوندی ژرف با جهان‌شناسی و شخصیت‌ و تجربه‌های اوست.»

کتاب «از اشارت‌های دریا» در 706 صفحه با شمارگان 1100 نسخه و قیمت 19هزار تومان از سوی انتشارات مروارید به چاپ رسیده است.

هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...
می‌خواستم از بازی سرنوشت بنویسم. از اینکه چطور فردی که خود را در آستانه مرگ می‌بیند و آماده پذیرش آن است، ناگهان... با مرگ مرتضی و به اسارت درآمدن زلیخا... با به دنیا آمدن «یوسف» بار دیگر زلیخا به زندگی برمی‌گردد... تصور معمول ما همیشه این بوده که آنچه در دوره‌های مختلف تاریخی ایران از سر گذرانده‌ایم تنها مختص به تاریخ ما و ایران زمین بوده است ...