کتاب «طراشعر» به قلم امین افضل‌پور در معرفی سبک شعری طراشعر، توسط نشر هرمز منتشر شد.

«طراشعر» به قلم امین افضل‌پور

به گزارش کتاب نیوز؛  در بخشی از مقدمه‌ی این کتاب به قلم احمد بیرانوند _شاعر، نویسنده و منتقد ادبی _ با اشاره به اینکه شعر به هنگام شنیدن، هنری دست دوم و در دیدن، هنری دست سوم حساب می‌شود، آمده است: «این واسطه‌های دوم و سومی که به آنها اشاره می‌کنم به معنای سطح‌بندی هنر نیست بلکه به معنای فاصله‌ای است بین آنچه رخ می‌دهد تا آنچه ما می‌بینیم گویی ما یک اتفاق را در روایت سوم یا دوم می‌شنویم چراکه هیچ‌چیز در جهان قابل فهم بی‌واسطه نیست. حتی ما خود با شعور خود بی‌واسطه نیستیم و همیشه بین ما و جهان اطراف لایه‌ای هرچند نازک از دانستن و ندانستن فاصله می‌اندازد و درک هنر و در این مجال، شعر از این قانون مبرا نیست.»

وی ادامه داده است: «اگر تاکنون شعر را از راه شنیدار و بعد از آن از راه خواندن دریافته‌ایم اکنون شکل دیگری از واسطه به واسطه‌های پیشین می‌افزاید و شعر را از هنری دست سوم به هنری دست چهارم تبدیل می‌کند».

به اعتقاد بیرانوند در طراشعری که امین افضل‌پور به ما پیشنهاد می‌دهد، «شاعر از حروف نه تنها به صورت صوتی بلکه به شکل تصویری نیز کار می‌کشد و به عبارتی از توان گرافیکی حروف بازتعریفی برای ایجاد رابطه‌ای دوسویه میان شعر و تصویر بهره می‌برد؛ این حرکت به گونه‌ای است که ما حروف را به شکلی دیگرگونه در کار می‌بینیم و به تعاقب آن، تصویر را با طنازی بیشتری درک می‌کنیم».

کتاب طراشعر دو فصل دارد. در فصل اول نمونه‌هایی از طراشعر آمده و فصل دوم شامل «مصاحبه، گفت‌وگو، نقد و مقاله پیرامون طراشعر» است که گزیده‌ای از مصاحبه‌های افضل‌پور با خبرگزاری ایبنا، رادیو تارنا، شبکه رادیویی ایران و مجله ادبی توتم است. در این فصل همچنین یادداشت‌هایی از حمیدرضا شکارسری، محمدرضا سنگری، علیرضا نصیری خانقاه، فرخ لطیف‌نژاد رودسری، آرش آذرپیک، مجتبی تجلی، ندا جوادی، حسن رسولی، رضا روشنی، عابدین پاپی، آرش سیستانی، اکبر بهداروند، گیتا قلاوند، سارا محمدی نوترکی، علیرضا رحیمی موحد، سیده‌نیک‌ناز رضوی حقیقی، هنگامه اهورا، مسعود سینایی‌فر و ناهید پورزرین به کتاب ضمیمه شده است.

کتاب «طراشعر» توسط انتشارات کتاب هرمز در ۲۶۲ صفحه و با قیمت ۴۵۰ هزار تومان راهی بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ................

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...