کتاب مجموعه شعر ادگار آلن پو، شاعر و داستان‌نویس آمریکایی با قیمت 662 هزار و 500 دلار در حراجی کریستی به فروش رسید.

به گزارش فارس به نقل خبرگزاری رویترز، این کتاب یکی از نسخه‌های اولین چاپ آن است که مربوط به سال 1827 می شود.

این نسخه در حراجی کریستی که روز گذشته برپا شد، به فروش رسید و رکورد جدیدی در فروش کتاب اشعار مربوط به قرن 19 به دست آورد.

این کتاب شعر که جزو اولین کتاب های پو از زمان آغاز زندگی نویسندگی اش است، «تیمِرلین و اشعار دیگر» نام دارد.

این کتاب را یک گردآورنده آثار هنری آمریکایی خریداری کرده است. مدیران حراجی کریستی نام او را فاش نکردند.

آلن پو با اشعار ترسناکش در سطح جهان شناخته شده است. او نویسندگی را با چاپ تنها 50 نسخه از یک کتاب شعر در سن 18 سالگی آغاز کرد.

پو در سال های اول نویسندگی نام خود را در کتاب هایش نمی نوشت و کتاب هایش همواره با کلمات «یک بوستنی»، که نام شهر او است، شناخته می شدند.

این کتاب 40 صفحه ای طی دهه های طولانی پوسیده و بسیار قدیمی شده است.
افسانه های راز و خیال، تیمور لنگ و شعرهای دیگر، زاغ و شعرهای دیگر از دیگر آثار این شاعر و داستان نویس آمریکایی هستند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...