کتاب صوتی «کلیات اشعار ترکی شهریار» با صدای بهمن وخشور توسط موسسه آوای چیروک منتشر و عرضه شد.

به گزارش مهر، کتاب صوتی «کلیات اشعار ترکی شهریار» به‌تازگی با صدای بهمن وخشور توسط موسسه آوای چیروک منتشر و عرضه شده است. 

سید محمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار متولد سال ۱۲۸۵ و درگذشته به سال ۱۳۶۷ یکی از غرلسرایان بزرگ معاصر ادبیات فارسی است که به دو زبان فارسی و ترکی شعر می‌سروده است.  شهریار پس از گذراندن سال‌های کودکی در سال ۱۳۰۰ به تهران آمد و مشغول تحصیل علم پزشکی در مدرسه دارلفنون شد که با بروز علاقه‌اش به شعر و شاعری، همراه شد. شهریار در اوایل تحصیل پزشکی در تهران عاشق ثریا دختر عبدالله امیرطهماسبی شد که به چندسال نامزدی با این‌دختر جوان منتهی شد اما در نهایت آن دختر با چراغعلی‌ سالار حشمت معروف به امیراکرم ازدواج کرد و شهریار دچار یک شکست عمیق عشقی شد که خود را در اشعار عاشقانه او نشان می‌دهد.

ابوالحسن صبا، محمدتقی بهار، عارف قزوینی، ایرج‌میرزا، نیما یوشیج، هوشنگ ابتهاج، کریم امیری فیروزکوهی و ... از جمله شاعرانی هستند که شهریار در دوران حیات خود با آن‌ها رفت و آمد و دوستی داشت.

شهریار چندین غزل معروف و مشهور دارد که یکی از آن‌ها، «علی ای همای رحمت» است. این‌شاعر بلندآوازه که بین علاقه‌مندان فارسی و ترکی ادبیات ایران طرفداران زیادی دارد، در مقبره‌الشعرای شهر تبریز مدفون است.

کتاب صوتی «کلیات اشعار ترکی شهریار» در ۶۶ قسمت و مجموع ۴ ساعت و ۳۹ دقیقه تولید و عرضه شده است. بهمن وخشور کتاب‌خوان این‌اثر، پیش‌تر کتاب‌های صوتی دیگری را به زبان فارسی و ترکی خوانده است.

این‌کتاب صوتی با قیمت ۱۰ هزار و ۸۰۰ تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...