«متن کاوی» نوشته مجتبی مجرد توسط نشر هرمس منتشر شد.

متن کاوی مجتبی مجرد

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «متن کاوی» اثر مجتبی مجرد سعی می‌کند دربارهٔ متن سخن بگوید و نسبت آن را با تاریخ واکاوی کند. کتاب در راستای پاسخ به این پرسش تلاش می‌کند: چگونه می‌توان با متون کلاسیک تعاملی خردورزانه و علمی برقرار کرد؟

مجتبی مجرد (1365 -) استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بجنورد است.

ناشر در معرفی این اثر مجتبی مجرد آورده است:

ساختار کلی کتاب از متن شروع می‌شود و پس از بررسی سنت و فهم، به سوی غایت‌های متصور بر آن پیش می‌رود. آمیختگی‌های متن و ایدئولوژی توضیح داده می‌شود و سپس نوعی خاص از روش‌‌شناسی متنی مورد توجه قرار می‌گیرد که به بازسازی و تصحیح متون اختصاص دارد.
«متن‌کاوی» شش فصل دارد: ۱. متن، سنت و فهم ۲. تصحیح، بازسازی و متن‌پژوهی ۳. مخاطب و بازسازی متن ۴. ایدئولوژی و متن‌پژوهی ۵. اعتبارسنجی دست‌نویس‌ها ۶. ناهمسانی (نسخه‌بدل)

«متن کاوی» نوشته مجتبی مجرد در 140 صفحه و با قیمت 35 هزار تومان منتشر شده و در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...