شماره جدید دوماهنامه ادبی چامه با پرونده ویژه «آدونیس» شاعر عرب‌ منتشر شد.

درباره آدونیس با چامه از قیصر امین‌پور

به گزارش خبرنگار مهر، یازدهمین‌شماره از دوماهنامه ادبی چامه ویژه اردیبهشت و خرداد ۹۹ به‌تازگی منتشر و در فضای مجازی عرضه شده است.

در این‌شماره از مجله مذکور، اشعار عبدالحسین فرزاد، علی باباچاهی، شمس لنگرودی، مهدی ریحانی، محمدرضا روزبه، عبدالرحیم سعیدی‌راد، امیر امام‌قلی‌زاده، کورس احمدی، مهدی رضازاده، رحمت حقی‌پور، مهسا رضازاده، فرح سقایی، سامان ساردویی، محمدرضا تقی‌دخت، رحیم چراغی و حجت مهرعلی‌زاده منتشر شده است.

چامه جدید همچنین داستان‌هایی از مهدی شاطر، رضا مهدوی هزاوه، مریم اخوان، مریم علی‌اکبری، مریم ساحلی و شهلا رضاسلطانی را شامل می‌شود.

به‌جز اشعار و داستان‌های یادشده و پرونده ویژه «آدونیس»، در این‌شماره از مجله چامه مقالاتی چون «دو پرسش مهم از آدونیس» شامل مصاحبه‌ای از محمدالامین الکرخی، «عشق به من می‌گوید» نوشته موسی بیدج، «فراز از سنت‌های عربی» نوشته میشل خلیل جحا، «از جانب معنا به سمت صورت» از قیصر امین‌پور، «از اعماق کلمات» نوشته محمدرضا شفیعی کدکنی، «زبان ساده، معنای پیچیده» نوشته موسی اسوار و «من از آینده می‌آیم» نوشته عبدالحسین فرزاد نیز منتشر شده‌اند.

این‌مجله با قیمت ۴۰ هزار تومان به‌صورت الکترونیکی در اپلیکیشن فیدیبو و پایگاه اینترنتی جار منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...