برنده امسال جایزه داستان جهان فانتزی [World Fantasy Awards 2020] توسط هیئت کانادایی برگزارکننده آن اعلام شد. جایزه داستان‌های فانتزی هر سال توسط کنوانسیون داستان‌های فانتزی کشور کانادا اعلام می‌شود.

قدیس ها را به دردسر بیندازید [Trouble the Saints] نوشته آلایا داون جانسون [Alaya Dawn Johnson]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، برنده امسال جایزه داستان فانتزی توسط هیئت کانادایی برگزارکننده آن اعلام شد. جایزه داستان‌های فانتزی هر سال توسط کنوانسیون داستان‌های فانتزی کشور کانادا اعلام می‌شود. این جایزه با عنوان جهان فانتزی هرسال توسط کنوانسیون دنیای فانتزی به بهترین داستان فانتزی منتشرشده به‌ زبان انگلیسی طی سال گذشته اهدا می‌شود. این جایزه توسط منتقدان کتاب مانند گاردین در جایگاه جایزهٔ معتبر فانتزی و یکی از معتبرترین جوایز ادبیات گمانه‌زن، در کنار دو جایزهٔ هوگو و نبولا که پوشش هردو فانتزی و علمی‌تخیلی است، قرار می‌گیرد.

برندگان این جایزه در سال 2021 میلادی در حوزه‌های مختلف طبق زیر اعلام شده است.

قدیس ها را به دردسر بیندازید [Trouble the Saints] نوشته آلایا داون جانسون [Alaya Dawn Johnson] / بهترین رمان
بچه شرور [Riot Baby] نوشته توچی اونیبوچی/ بهترین رمان کوتاه
رقصنده بطری شیشه‌ای [Glass Bottle Dancer] نوشته سلسته ریتا بیکر/ بهترین داستان کوتاه
کتاب بزرگ فانتزی مدرن [The Big Book of Modern Fantasy] نوشته ان و جف واندرمیر/ بهترین گلچین ادبی
زنان وحشی کجا هستند [Where the Wild Ladies Are] نوشته اوکو ماتسودا/ بهترین مجموعه داستان
روینا کای/ جایزه بهترین هنرمند
مجله فانتزی و علمی تخیلی برای سی.سی. فاینلی/جایزه ویژه داوران
مجله فانتزی در حوزه هنر برای برایان اتربری / جایزه ویژه داوران

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...