در آیین پایانی نخستین جشنواره بین‌المللی کتاب ایثار و شهادت «سرخ‌نگاران» رمان «تپش» اثر رفیع افتخار از تولیدات کانون پرورش فکری شایسته تقدیر شناخته شد.

تپش برگزیده‌ی سرخ‌نگاران شد رفیع افتخار

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، در این مراسم که به همت معاونت بنیاد شهید و امور ایثارگران در چند بخش به صورت مجازی برگزار شد، کتاب‌های «پل جغاتو» از انتشارات «به نشر» تألیف مجید محبوبی و «سبز، سرخ، سفید» نوشته حسین شکربیگی از انتشارات «سوره‌های عشق» به عنوان برگزیده بخش کودک و نوجوان معرفی شدند.

هیأت داوران در همین بخش از کتاب «تپش» که پیش‌تر جایزه‌ دومین دوره‌ کتاب سال سبک زندگی کودک و نوجوان را نیز از آن خود کرده بود، تقدیر کردند.

اثر خواندنی رفیع افتخار داستان پسری است که تمام خانواده‌اش را در جنگ از دست می‌دهد، او همراه با مادربزرگ خود مجبور به مهاجرت می‌شود و در این تغییرات چالش‌های جدیدی پیش روی او قرار می‌گیرد. مبارزه‌ این قهرمان با مشکلات، در کنار تصویری از زشتی‌های جنگ و دلاورمردی رزمندگان و مردم شجاع ایران موضوع‌هایی است که نویسنده در اثر خود به آن پرداخته است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «روز بعد، دوباره از اول صبح می‌رود دنبال کارهایش و من را در خیاط‌خانه تنها می‌گذارد. شاگردها دوست ندارند زیاد توی دست و پایشان بپلکم، اما من از رو نمی‌روم. به سوزن نخ‌کردن و دوختن دقت می‌کنم و به بقیه‌ ریزه‌کاری‌های خیاطی. گاهی هم با اصرار، مشتری‌ها را راه می‌اندازم و اندازه‌هایشان را در دفتری قدیمی و کهنه یادداشت می‌کنم. آن روز، آقا رضا تا شب من را تنها می‌گذارد و وقتی برمی‌گردد، خسته‌تر از آن است که بیرون برویم. می‌گوید به چند جا سر زده و به دیدن چند نفر از دوستانش رفته و برای همین دیر کرده است. بعد یواشکی با شاگردها پچ پچ می‌کند.»

یادآوری می‌شود این اثر در قالب طرح رمان نوجوان امروز از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است و 10هزار و 800 تومان قیمت دارند.

................ هر روز با کتاب ...............

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
چنان جزئیات حرفه‌ای یک جیب‌بر را باز کرده که اگر نگوييم خود ناکامورا یک جیب‌بر واقعی است، دست‌کم می‌توانیم مطمئن باشیم ساعت‌ها کار یک جیب‌بر واقعی را تماشا کرده است... جهان به سه دسته خدایان، بردگان و انسان‌ها تقسیم شده و متاسفانه بردگان از همه بیشترند... جیب‌برها و دله‌دزدها که تنها انسان‌های عادی این جهان‌اند و درنهایت اینها شاید بتوانند کاری خلاف اراده خدایان انجام دهند ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...