رمان سیاسی اطلاعاتی «عملیات سیاه؛ روایتی از عملیات پنهان ترامپ» نوشته رضا صادقی منتشر شد.

عملیات سیاه؛ روایتی از عملیات پنهان ترامپ رضا صادقی

به گزارش ایسنا، در نوشته پشت جلد کتاب می‌خوانیم: عملیات پنهان، سومین رمان رضا صادقی است. این رمان با مضمونی سیاسی- اطلاعاتی به پیدایش ویروس کووید ۱۹ و همزمانی آن با ترور قاسم سلیمانی پرداخته است.

شخصیت اصلی داستان، خبرنگاری مهاجرت کرده از ایران است. مدیر خبرگزاری او را به ووهان می‌فرستد تا از پیدایش ویروس جدید گزارش تهیه کند. این مأموریت، سرآغاز درگیر شدن او با پرونده سیاسی- اطلاعاتی می‌شود که ماجراهای عجیب آن او را با چالش جدی مواجه می‌کند.

در بخشی از رمان می‌خوانیم:

اُرکیده با ظاهری ساده پشت تریبون رفت. پالتویش را درآورد و لبه صندلی آویزان کرد. با زبان‌ فارس به حاضران سلام کرد و روزبه خیر گفت. میهمانان که زبان فارسی نمی‌دانستند تعجب کردند اما واکنشی نشان نداند. هنگامی که او گزارشش را به زبان فارسی ارائه کرد؛ زمزمه‌ای در سالن پیچید. مدیر نشست از ارکیده پرسید نمی‌تواند گزارش را به انگلیسی ارائه کند چون آن‌ها پیش‌بینی ترجمه هم‌زمان نکرده‌اند؟
ارکیده خیلی آرام پاسخ داد: چرا، می‌توانم.
مدیر نشست با تعجب درخواست کرد پس گزارش را به انگلیسی ارائه کند. ارکیده باز بان انگلیسی به حاضران سلام داد و روزبه خیر گفت. سالن یک مرتبه ساکت شد. وقتی تصاویر پاورپوینت گزارش روی پرده سالن افتاد؛ ارکیده نگاهی به آن و سپس به حاضران انداخت. لبخندی زد و گفت: امیدوارم این گزارش که برای تهیه آن تا کام مرگ رفته‌ام؛ مورد توجه‌تان قرار گیرد. هرچه از بیان گزارش گذشت؛ اعتماد به نفس ارکیده برای ارائه چهار فرضیه طراحی شده پیرامون منشأ پیدایش کویید ۱۹ بیشتر شد...

رمان سیاسی اطلاعاتی «عملیات سیاه؛ روانی از عملیات پنهان ترامپ» نوشته رضا صادقی در 136 صفحه با قیمت 49هزار تومان در مؤسسه نشر و تحقیقات ذکر منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...