کتاب «ملاحظات و محاکمات» به جز اهمیتی که در تاریخِ دیپلماسی نانوشته دوره قاجار دارد، برای آگاهی از راه و روش، و تجربه زیسته مأمور و دیپلماتی همچون میرزا محبعلی­‌خان که پرورده مکتب میرزا تقی­‌خان امیرکبیر و میرزا جعفرخان مشیرالدوله بود، مفید و آموزنده است.

ملاحظات و محاکمات میرزا محبعلی­‌خان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، چاپ دوم کتاب «ملاحظات و محاکمات» با عنوان فرعی «چهار لایحه در تحدید حدود ایران و عثمانی» با اضافات و الحاقات از سوی انتشارات طهوری منتشر شد.

دکتر نصرالله صالحی مصحح کتاب در معرفی آن آورده است: کتاب حاضر برای نخستین بار در سال 1396 انتشار یافت و در سال 1397 در سی و ششمین دوره کتاب سال برگزیده شد. چندی بعد، چاپ آن به پایان رسید. از چاپ مجدد کتاب خودداری شد تا شاید امکان دسترسی به نسخه دیگری از لوایحِ این اثر که در بایگانی اسناد وزارت امور خارجه است، فراهم شود. پیشتر، در پایان مقدمه چاپ اول به عدم دسترسی به نسخه مزبور اشاره شده بود. خوشبختانه در اسفند 1399 این امکان فراهم شد که علاوه بر نسخه دیگری از لوایح این کتاب، به مجموعه اسنادی در بایگانی اسناد وزارت امور خارجه دسترسی حاصل شود که علت پیدایی این لوایح را بهتر تبیین می­‌کند.

در منابع موجود، درباره چگونگی تشکیل دومین کمیسیون تحدید ایران و عثمانی که با حضور نمایندگان چهار دولتِ روس و انگلیس و ایران و عثمانی در استانبول تشکیل شد (1291ق)، آگاهی اندکی وجود دارد. درباره این موضوع، تاکنون پژوهش مستقلی انجام نگرفته است. در پژوهش­‌های مرتبط نیز به صورت گذرا به آن اشاره شده است. میرزا محبعلی­‌خان به عنوان نماینده ایران، در طول سال­‌های برگزاری کمیسیون، علاوه بر ارسال ده­‌ها نامه، گزارش و صورت مجالس به وزیر امور خارجه، میرزا حسین­‌خان مشیرالدوله، چند لایحه نیز نوشته است. پیش از دسترسی به اسناد مزبور، از وجود برخی لوایح هیچ آگاهی در دست نبود؛ ضمن آنکه ارتباط و پیوند میان لوایح تألیفی نیز به درستی روشن نبود. به همین دلیل، لایحۀ ترکی محبعلی­‌خان همراه با دو ترجمه آن در کتاب «مجموعه رسائل و لوایح تحدید حدود ایران و عثمانی» انتشار یافت، و دو لایحۀ دیگر در کتاب حاضر.

اکنون، با روشن شدن چگونگی تشکیل کمیسیون دوم تحدید حدود، کمّ و کیف تألیف لوایح به درستی روشن گردیده است. در پرتو داده‌­ها و آگاهی­‌های به‌­دست­‌آمده از اسنادِ نویافته، مقدمه چاپ اول بازبینی و اصلاح شد. همچنین توضیحاتِ نسخه‌­شناختی لوایحِ متنِ کتاب و نیز پیوست­‌ها با استناد به آگاهی­‌های جدید بازنویسی شد. پس، با یافت شدن اسناد جدید، این امکان فراهم شد تا لوایح محبعلی­‌خان که به صورت متفرق و بی­ارتباط با هم در منابع، کتابخانه‌­ها و مراکز اسنادی پراکنده بود، دقیقاً بعد از 150 سال، در پیکره واحدی به شکل کتاب حاضر انتشار یابد. امید است این اثر علاوه بر روشن کردن بخش دیگری از زندگی و اقدامات دولتمردِ بزرگ و میهن­‌دوست عصر ناصری، میرزا محبعلی­‌خان، زمینه شناختِ بهترِ تاریخِ روابط ایران و عثمانی، به ویژه موضوع تحدید حدود دو کشور را فراهم کند. این کتاب و نیز برخی دیگر از آثار میرزا محبعلی­‌خان، برگِ زرّینی است از کوشش­‌های بی­‌وقفۀ او برای احقاق حقوق حقّه ایران در کشمکش با دولت زیاده­‌خواه عثمانی.

کتاب «ملاحظات و محاکمات» تألیف میرزا محبعلی‌خان ناظم الملک مرندی یکانلو است که با تصحیح و پژوهش دکتر نصرالله صالحی در 460 صفحه و با قیمت 225 هزار تومان به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...