کتاب «بیست تز در باب سیاست» [Twenty theses on politics یا 20 tesis de política] نوشته انریکه دوسل [Enrique Dussel] فیلسوف، مورخ و متأله آرژانتینی-مکزیکی، با ترجمه هومن کاسبی توسط نشر لگا منتشر شد.

بیست تز در باب سیاست» [Twenty theses on politics یا 20 tesis de política] نوشته انریکه دوسل [Enrique Dussel]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، حقیقت دارد که فعالیت سیاسی به‌ویژه در کشورهای پسااستعماری تا حد زیادی فاسد شده است؛ زیرا نخبگان ما به‌مدت پانصد سال در جهت منافع متروپلیس‌های مسلط زمانه حکومت کرده‌اند. به‌تازگی آمریکای لاتین شاهد نوعی «بهار سیاسی» بوده که از زمان زایش بسیاری از جنبش‌های اجتماعی جدید که در مجمع اجتماعی جهانی در پورتو الگره گرد هم آمده‌اند، رشد و گسترش یافته است.

این جنبش‌ها با انتخابات غیرمنتظره نستور کیرشنر، لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا، هوگو چاوز، ایوو مورالس، تمثال جاویدان و معروف فیدل کاسترو و تمثال نمادین معاون فرمانده مارکوس، مقارن شده است. این جنبش‌ها و رخدادها بازنمود نشانه‌هایی از امید است که رودرروی آن‌ها باید شروع به خلق نظریه جدیدی کنیم؛ تفسیری منسجم از تحول ژرفی که مردم ما تجربه می‌کنند.

قرن بیست‌ویکم خلاقیت زیادی می‌طلبد. حتی سوسیالیسم نیز اگر هنوز معنایی داشته باشد، باید شکل «انقلاب فرهنگی» به خود بگیرد که ایوو مورالس پیشنهاد داده است. اکنون زمان مردم، زمان امر خاستگاهی و مطرودان فرارسیده است. سیاست عبارت است از داشتن «گوش شاگرد صبح به صبح»؛ به‌طوری که کسانی که «فرمان می‌دهند، مطیعانه فرمان می‌دهند.» اِعمال تفویضیِ قدرت فرمان‌بردارانه، رسالتی است که جوانان به آن فراخوانده می‌شوند، بدون طوایف شخصیت‌گرایانه، بدون جریان‌هایی که منافع فاسد خودشان را دنبال می‌کنند که از طریق جنگیدن برای منافع گروهی خاص به‌جای منافع کل (اعم از حزب، مردم، میهن یا بشریت) فاسد می‌شوند.

بیست تز در این کتاب که در ابتدا در سطحی انتزاعی قرار گرفته است، هرچه پیش‌تر می‌رود به‌تدریج انضمامی‌تر می‌شود؛ ازاین‌رو، تزهای ۱ تا ۱۰ ساده‌ترین و انتزاعی‌ترین و بنیادی‌ترین است و در نتیجه، مبنایی را فراهم می‌کند که باقی کتاب بر اساس آن برساخته می‌شود. همان طور که مارکس نشان داد، لازم است که از امر انتزاعی به امر انضمامی صعود کنیم؛ بنابراین، تزهای ۱۱ تا ۲۰ پیچیده‌تر و انضمامی‌تر است؛ زیرا این تناقض را در بر می‌گیرد که مردم زبان به سخن می‌گشایند و مرکز صحنه را به خود اختصاص می‌دهند. آن‌ها به این وسیله به‌طور جمعی وارد عمل می‌شوند. تزهای جدید در آینده باید سطوحی را با درجۀ حتی بیشتری از پیچیدگی و انضمامیت، با در نظر گرفتن یکپارچگیِ سوژه‌های استعمارگرایی، پسا استعمارگرایی، متروپل و امپراتوری و مبارزه برای آزادی‌بخشی از این نیروهای بین‌المللی، وضع کنند.

در حالی که جهان توسط نیروهای نئولیبرالیسم با دادشناسی‌های کلبی‌مسلکانه و گناه‌آلودِ پیشرفت آن‌ها به گردباد هرج‌ومرج اقتصادی و بی‌لیاقتی سیاسی و فاجعه بوم‌شناختی قریب‌الوقوع افکنده می‌شود، توده‌های محروم جهان در دفاع از سیاستی سیاره‌ای غریو برمی‌کشند.

نویسنده این کتاب تلاش کرده با مطرح‌کردن دوباره آنچه یکی از اکتشافات بسیار بزرگ انسان‌های اولیه بود، آوای این غوغا باشد؛ یعنی اینکه امر سیاسی توسط اراده جمعی، به‌منظور اعطای کاراییِ عقلانی به اراده زیستن وضع می‌شود. دوسل علیه انجیل الهیات‌های بازار با بت‌های مرده‌خواهانه آن‌ها، سکولاریسمِ عزم و اراده مردم برای زیستن از طریق رسالت شریف امر سیاسی را تصدیق می‌کند. تزهای مارتین لوتر بر دروازه‌های کلیسا میخ شد؛ تزهای مارکس بر دروازه‌های وفور بورژواییِ سلب مالکیت‌کننده؛ تزهای دوسل بر دیوارهای زندان‌های ددمنشانه و ظاهراً یورش‌ناپذیر، پایگاه‌های نظامی، بانک‌ها و اتاق‌های هیئت‌مدیره صندوق جهانی پول و بانک جهانی و پنتاگون میخ خواهد شد.

این کتاب در ۱۷۶ صفحه و قیمت ۱۲۹ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ................

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...