کتاب «اتوپیانیسم»  [Utopianism: a very short introduction] اثر لایمن تاور سارجنت [Lyman Tower Sargent] منتشر شد.

اتوپیانیسم»  [Utopianism: a very short introduction] لایمن تاور سارجنت [Lyman Tower Sargent

به گزارش کتاب نیوز، این اثر با عنوان مقدمه‌ای کوتاه بر آرمان‌شهرگرایی توسط نشر افکار با ترجمه محمد نصراوی به چاپ رسیده است.

لایمن تاور سارجنت، استاد دانشگاه میزوری امریکا، به عنوان پدر معنوی مطالعات آرمان‌شهری، مؤسس انجمن مطالعات آرمانشهری امریکا و صاحب بیش از صدها مقاله، کتاب و نظریه پایه‌ای در این زمینه شناخته می شود.

نشر افکار در معرفی این اثر اینگونه آورده است:

به نظر می‌رسد این دیالکتیک امید تقریبا اجتناب ناپذیر است؛ ناکامی یا حداقل شکست جزئی آن؛ استیصال و طرد امید و به دنبال آن نوسازی امید، الگوی اساسی تغییر اجتماعی است و شاید منطق واقعی اتوپیا باشد .ترکیب این ها نیز بخشی از این منطق پیشین است. این دیالکتیک بخشی از انسانیت ماست. آرمانشهر چشم‌اندازی تراژیک از یک زندگی امیدوار کننده است، اما دیدگاهی که همیشه تحقق می‌یابد و همیشه ناکام می ماند ما می توانیم امیدوار باشیم، شکست بخوریم و دوباره امیدوار شویم. می توانیم با شکست مکرر زندگی کنیم و هنوز جوانی را که می‌سازیم، بهبود بخشیم.

محمد نصراوی مترجم این اثر دانش‌آموخته­ تاریخِ انگاره در دانشگاه رویال‌هالووی لندن و عضو انجمن مطالعات اتوپیای اروپاست.

اتوپیانیسم اثر لایمن تاور سارجنتدر 202 صفحه و با قیمت 50هزار تومان توسط نشر افکار منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

معمار چین نوین است... افراطیونِ طرفدار انقلاب فرهنگی و جوخه‌های خاص آنها علاوه بر فحاشی در مطبوعاتِ تحت امر، به فرزندان او که در دانشگاه درس می‌خواندند حمله بردند و یکی از آنها را از پنجره به بیرون انداختند که منجر به قطع نخاع او شد... اولین و مهمترین درخواست او از آمریکایی‌ها (پس از توافق) نه وام بود و نه تجهیزات و نه تجارت، بلکه امکان اعزام دانشجو به دانشگاه‌های معتبر آمریکایی بود... می‌دانست عمده تغییرات، تدریجی است و رفتار پرشتاب، ممکن است نتیجه عکس دهد ...
بازی‌های معمول در مدرسه مجاز بود، ولی اگر خدای ناکرده کسی سوت می‌زد، واویلا بود... جاسوسی و خبرچینی از بچه‌ها و معلمان نزد مدیریت مدرسه معمول بود... تعبد و تقید خود نسبت به مذهب را به تقید به سازمان تبدیل کردند... هم عرفان توحیدی دارد، هم مارکسیستی است، هم لنینیستی، هم مائوئیستی، هم توپاماروبی و هم چه‌گوارایی...به این نتیجه رسیدند که مبارزه با مجاهدین و التقاط آنان مهم‌تر از مبارزه با سلطنت پهلوی است ...
تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...