به گزارش ایکنا به نقل از روابط عمومی بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، جلد بیست و هفتم دانشنامه جهان اسلام حاوی بخشی از مقالات حرف «ش» از مدخل «شرق‌شناسی» تا «شهادت ۱» به تازگی با سرویراستاری غلامعلی حداد عادل، مشارکت اعضای علمی بنیاد دایرة‌المعارف اسلامی و همراهی جمع کثیری از استادان و پژوهشگران حوزه و دانشگاه منتشر شده است.

تعداد مقالات منتشر شده در جلد بیست و هفتم ۳۰۹ مقاله است که ذیل ۲۷۷ مدخل اصلی و ۳۲ مدخل فرعی تدوین شده و ۸۹ مدخل در این مجلد، ارجاعی است. از مجموع ۳۰۹ مقاله، ۱۴۰ مقاله به همت اعضای هیئت علمی بنیاد، ۱۲۹ مقاله از پژوهشگران سراسر کشور و ۸ مقاله از مؤلفان ایرانی غیر مقیم و ۱۰ مقاله از مؤلفان غیرایرانی و ۲۲ مقاله مشترک بین مؤلفان داخل و خارج بنیاد تدوین شده‌اند. همه مقالات منتشر شده در این مجلد تألیفی است.

میانگین تعداد کلمات مقالات در جلد بیست و هفتم دانشنامه جهان اسلام ۱۶۲۳ کلمه و مجموع کلمات آن بالغ بر ۶۰۳ هزار کلمه است. علاوه بر محققان ایرانی مقیم و غیرمقیم، پژوهشگرانی از کشور‌های آلمان، اسپانیا، امریکا، پاکستان، ترکیه، چین، لبنان و هند تألیف مقالات این مجلد را برعهده داشته‏‌اند.

برخی از مقالات مجلد بیست و هفتم که در ۱۷ حوزه موضوعی تدوین شده‌‏اند، عبارت است از؛ اسلام معاصر: محمدتقی شریعتی، علی شریعتی، فتحی شقاقی، شناسنامه (تاریخ شکل‌گیری نظام صدور شناسنامه در کشور‌های اسلامی)؛ آسیای صغیر و بالکان: شمدینان، شُمنی؛ تاریخ اجتماعی: شرق‌شناسی، شطرنج، شمشیر، شنا؛ تاریخ علم: شفق و فلق، شکسته‌بندی، شهاب؛ تاریخ: شهابی (خاندان)، شمیم (علی اصغر)، شروانشاهان؛ ادبیات و زبان‌ها: شعر و شعر نو (فارسی، عربی، ترکی، اردو)، شوشتر (گویش شوشتری)؛ زبان و ادبیات عربی: شعر (مجله)، شوقی (احمد)، شریف رضی (حیات ادبی)؛ تاریخ اسلام: شعب ابی طالب، شمائل النبی (کتاب‌ها)؛ جغرافیا: شمیرانات، شوش، شمکور؛ شبه قاره هند و جنوب شرق آسیا: شوکت علی جوهر، شوئه ون بو، شمس النهار (نشریه‌ای در افغانستان)، شورای ملی گسترش زبان اردو؛ عرفان: شکر (در عرفان و تصوف)، شطح، شمس مغربی؛ فقه و حقوق: شرکت، شطرنج، شعبده، شک، شفعه؛ فلسفه: شعر (در منطق و فلسفه)، شعرانی (ابوالحسن)؛ قرآن و حدیث: شریعت، شعرا (سوره)، شق القمر، شورا؛ کلام و فرق: شرک، شفاعت، شوارق الالهام (کتاب)؛ مطالعات غرب جهان اسلام: شریش (شهری در اندلس)، شقنا بن عبدالواحد مکناسی؛ هنر و معماری: شش مقام، شکسته نستعلیق (خط)، شمایل، شمعدان، شور (دستگاه موسیقی).

منشورات این بنیاد تاکنون، شامل ۲۷ جلد دانشنامه جهان اسلام و ۵۴ عنوان کتاب به زبان فارسی، ۱۱ جلد ترجمه دانشنامه جهان اسلام به زبان عربی و ۲۲ عنوان کتاب به زبان انگلیسی است. از مجلد بیستم دانشنامه تاکنون، همراه با انتشار هر مجلد، نمایه تفصیلی و معرفی مهمترین مقالات آن مجلد به تفکیک حوزه‌های موضوعی، برای سهولت اطلاع‌یابی از محتوا تهیه شده است.

بیست‌وهفتمین جلد دانشنامه جهان اسلام با ۸۵۸ صفحه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...