«آیین‌ها و نمادهای تشرف (اسرار تولد و تولد دوباره)» [‎Rites and symbols of initiation; The mysteries of birth and rebirth]  چاپ دوم از یکی از آثار میرچا الیاده [Mircea Eliade] است که  با ترجمه مانی صالحی علامه، توسط نشر  نیلوفر، منتشر شده است.

آیین‌ها و نمادهای تشرف (اسرار تولد و تولد دوباره)» [‎Rites and symbols of initiation; The mysteries of birth and rebirth]  میرچا الیاده [Mircea Eliade]

به گزارش کتاب نیوز، نویسنده کتاب در معرفی اثرش گفته است: در این کتاب “آیین‌ها و نمادهای تشرف (اسرار تولد و تولد دوباره) ” قصد دارم مهم ترین گونه های مراسم راز آموزی و تشرف آیینی را ارائه دهم و بیش از هر چیز، می خواهم معنای عمیق تر آن ها را کشف کنم. معنا همیشه دینی است زیرا تغییر و تحول وضعیت وجودی در فرد داوطلب یا نوآموز به واسطۀ تجربه ای دینی ایجاد می شود. فرد نوآموز به انسان دیگری تبدیل می شود چونبه ادراک شهودی بسیار مهم و حساسی از زندگی و عالم هستی رسیده است. بنابراین در اینجا قصد دارم از دیدگاه تاریخ دینی این مسئلۀ مهم و دشوار را بررسی کنم و نه آن طور که معمول است، از دیدگاه مردم شناسی فرهنگی یا جامعه شناسی.

میرچا الیاده، اسطوره شناس و دین پژوه است و در سال 1907 در رومانی به دنیا آمده. او در دهه آخر عمرش، به طرح‌ریزی و نظارت بر تألیف و تدوین دائرةالمعارف دین مشغول بود تا این‌که پس از تکمیل تدوین این دائرةالمعارف و درست یک ماه پس از نگارش پیشگفتار خود بر آن درگذشت. این دائرةالمعارف به زبان انگلیسی در ۱۶ مجلد و در حدود هشت هزار صفحه است که دارای ۲۷۵۰ مقاله و ۱۴۰۰ نفر از پژوهشگران پنجاه کشور جهان با آن همکاری کرده‌اند. 

همچنین مانی صالحی مترجم این اثر، علاوه بر این کتاب شش عنوان دیگر از آثار میرچا آلیاده را ترجمه کرده است.

چاپ دوم این کتاب در 334 صفحه و با قیمت 43 هزار تومان در کتابفروشی ها قابل خریداری است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...