شماره صد و چهل پنجم از ماهنامه «آزما» با تصویر روی جلد محمدرضا شجریان منتشر شده است.

آزما

به گزارش ایسنا، در بخش مقاله «مرغ سحر ناله سر کن!» به قلم حبیبه نیک‌سیرتی آمده است و در بخش پرونده، «گورم نه! گهواره‌ام اینجاست» در گفت‌وگوهایی با ناصر فکوهی، ابوالفضل خطیبی، محمد دهقانی، حافظ موسوی، منصوره اتحادیه و سیمین‌دخت گودرزی به «بررسی مفهوم وطن در تاریخ و ادبیات ایران» می‌پردازد.

بخش میزگرد هم با عنوان «شعر بی‌تاثیر، شعر بی‌زبان» و با همراهی کامیار عابدی، قدرت‌الله طاهری و هوشنگ اعلم به «بررسی نقش شعر در غنای زبان» پرداخته است.

این شماره از «آزما» در بخش گپ و گفت همراه است با: «روایت هنرمندانه یک فاجعه»-گفت‌وگو با مژده دقیقی، «زندگی در دو روایت»-گفت‌وگو با احمد اخوت، «سنایی طبقه دوم»-گفت‌وگو با روبرت صافاریان.

همچنین در بخش شعرهای خودمان، از شمس لنگرودی، مجید کوچکی، امیر امامقلی‌زاده، زینب صابر، نجمه عالی، آتفه چهارمحالیان و بیژن جلالی شعرهایی آمده است.

صد و چهل پنجمین شماره از ماهنامه «آزما» (فروردین‌ماه) با صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی ندا عابد و سردبیری هوشگ اعلم با قیمت ۱۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌خود و بی‌جهت... فیلم «زن و شوهرها» را دوست دارد، فیلمی که تولیدش همزمان با رسوایی او و سون‌-یی شد... در مورد مادرش می‌نویسد: زن جذابی نبود و شبیه به گروچو مارکس بود... دو فرزندخوانده‌اش خودکشی کردند و سومی با توجه به اینکه دختر دوست‌داشتنی‌ای بود، در حالی‌که در سی سا‌لگی با بیماری ایدز دست‌وپنجه نرم می‌کرد، توسط میا رها شد تا صبح کریسمس در بیمارستان و در تنهایی فوت کند... هیچ داستان جالبی برای وودی آلن وجود ندارد ...
از تهران آغاز و به استانبول و سپس پاریس ختم می‌شود... در مواجهه با زن‌ها دچار نوعی خودشیفتگی است... ثریا تقریبا هیچ نقش فعالی در رمان ندارد... کِرم کمک‌کردن به دیگران را دارد خاصه که عشقی هم در میان باشد... اغلب آدم‌هایی که زندگی‌شان روایت می‌شود، آدم‌های ته خطی‌اند. حتی انقلابیون و آنان که در حال جنگ و مبارزه هستند... مثل نسلی در ایران و مهاجرانی در خارج... ...
اتی(احترام) به جهان می‌گوید: «تو هم بدبختی! از تو هم بدم میاد!» آری جهان(جهانگیر) هم بدبخت است، اما نه از آن رو که جنوبِ شهر زندگی می‌کند؛ یا پدر و برادرش در قبرستان، کتاب دعا و شمع می‌فروشند؛ یا «پراید» ندارد تا صدای ضبطش را تا ته! بلند کند... بلکه جهان بدبخت است، چرا که دختری را دوست دارد که جهانِ او را دوست ندارد. جهان برای «نجات» دختری دست و پا می زند، که خودش به جای اراده به تغییر، خیالِ «فرار» در سر می‌پرورد... ...
انسان تا عاشق نشود از خودمحوری و انانیت رهایی ندارد... باورهای زندگی‌ساز... وقتی انسان خودش را با یک باور یا یک تئوری یکی بداند، این موجب می‌شود هر که به نظر او حمله کرد، فکر کند به او حمله شده ... باورهای ما باید آزموده باشند نه ارثی... چون حقیقت تلخ است، انسان برای شیرین‌کردن زندگی به تعمیم‌های شتاب‌زده روی می‌آورد... مجموعه درس گفتارهای ملکیان درباره اخلاق کاربستی ...
در تور دار و دسته فاگین پیر می‌افتد. یهودی دزدی که در محله‌‌های فقیرنشین لندن بر دزدان و فواحش پادشاهی می‌کند... تا امروز، نزدیک به 20 بار و با فیلمنامه‌های متفاوت بر روی پرده سینما و تلویزیون رفته است... الیور به اشتباه به جای دزد دستگیر شده است و مالباخته که شخصی فرهیخته است با قاضی دادگاه درباره‌ی حقوق متهم جدل می‌کند. طنز تلخ دیکنز در نقد دستگاه قضایی... خدا رو شکر کن که این کتابفروش ازت شکایت نکرد! ...