یست و چهارمین جلد از «دائرةالمعارف بزرگ اسلامی» حاوی مداخلی از چهره‌ها و موضوعات ایران و اسلام، با سرویراستاری سیدکاظم موسوی بجنوردی توسط مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی منتشر شد.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، این مرکز با تکیه بر روش‌های علمی و استناد بر موثق‌ترین منابع و تازه‌ترین اطلاعات به تدوین دائرةالمعارفی پرداخته است که نیاز علمی جوامع اسلامی را در این زمینه ــ تا آن‌جا که ممکن است ــ برآورده سازد. اگرچه این دائرةالمعارف، به اعتبار انحصار آن به فرهنگ جهان اسلام، تخصصی است، ولی دامنه‌ای بسیار گسترده دارد. علوم قرآنی، اصول عقاید، کلام، فقه، اصول فقه، حدیث، درایه، رجال، اخلاق، ادیان، ملل و نحل، منطق، فلسفه، عرفان، ادبیات، هنر، مردم‌شناسی، معماری و آثار اسلامی، تاریخ، جغرافیا، ریاضیات، نجوم و طب از جمله موضوعاتی است که در این دائرةالمعارف از آن‌ها بحث می‌شود.

جلد بیست و چهارم از «دائرةالمعارف بزرگ اسلامی» که به سه زبان فارسی، عربی، و انگلیسی منتشر می‌شود حاوی ۲۸۴ مدخل است. این جلد با  مدخل «دلائل النبوه » آغاز می‌شود و با مدخل «رسالۀ دلگشا » پایان می‌یابد.

جلد بیست و چهارم «دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی» در ۷۱۰ صفحه در قطع رحلی با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و بهای ۱۹۲هزار تومان از سوی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی منتشر شده است.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...