ترجمه و شرح منصوری لاریجانی از «منازل السائرین» پیر هرات منتشر شد

ترجمه و شرح منصوری لاریجانی از «منازل السائرین

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، ترجمه و شرح اسماعیل منصوری لاریجانی از «منازل السائرین» خواجه عبدالله انصاری به بهای ۱۲۸ هزار تومان توسط موسسه بوستان کتاب منتشر شد. منازل السائرین را خواجه عبدالله انصاری به عربی نوشت و در اصل شرح منازلی (صد مقامی) است که سالک در طی طریق به سوی حق تعالی می‌پیماید.

در کتاب «سرگذشت پیر هرات» اثر سرژ بورکوی آمده است: «سال‌ها مریدان از وی تحریر مختصری را درباره طی منازل طریقت خواسته بودند یعنی چنان کتابی که مجمل بوده و در آن ملفوظات و حکایات دیگران ذکر نشده باشد و متن آن کافی و دقیق باشد و دارای ابواب و فصول منظم باشد تا به خاطر سپردن آن آسان گردد و تا آن وقت هیچ کتابی در تصوف این صفات را نداشت.

شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری تا آن زمان زاری مریدان را می‌شنید ولی گوش به آن نمی‌داد و تدریس شفاهی و اندرزهای شخصی را درباره طی منازل طریقت و احوال سالک ترجیح می‌داد. اگر این حالت ادامه می‌یافت، امروز درباره تدریس عرفان خواجه دیگر چیزی نبود. اما در این زمان شیخ الاسلام احساس کرد که وقت تالیف چنان کتاب فرا رسیده و دیگر او را روزگار تدریس شفاهی نخواهد ماند.

همان بود که به خواهش مریدان ترتیب اثر داد و شاهکار او یعنی کتاب «منازل السائرین» به میان آمد، و آن شرح منازلی است که سالک در طی طریق به سوی حق تعالی می‌پیماید. تاریخ املا گفتن «منازل السائرین» آشکار نیست ولی از روی نام‌ها و اسنادی که در نسخه‌های خطی ذکر شده معلوم می‌شود که «منازل السائرین» بعد از سال ۴۴۸ ق (سال تالیف صد میدان) و پیش از سال ۴۷۵ ق (سالی که عبد الرزاق کاشانی شارح «منازل السائرین» نسخه خطی آن را دیده، املا، شده است.»

منازل کتاب چنین است:

بدایت‌ها: یقظه، توبه- محاسبه، إنابه، تفکر، تذکر، اعتصام، فرار، ریاضت و سماع
ابواب: حزن، خوف، اشفاق، خشوع، اخبات، زهد، ورع، تبتل، رجاء، رغبه
معاملات: رعایت، مراقبت، حرمت، اخلاص، تهذیب، استقامت، توکل، تفویض، ثقه و تسلیم
اخلاق: صبر، رضا، شک، حیاء، صدق، ایثار، خلق، تواضع، فتوت و انبساط
اصول: قصد، عزم، اراده، ادب، یقین، انس، ذکر، فقر، غنا و مراد
وادی‌ها: احسان، علم، حکمت، بصیرت، فراست، تعظیم، الهام، سکینه، طمأنینه و همت
احوال: محبت، غیرت، شوق، فلق، عطش، وجد، دهشت، هیمان، برق و ذوق
ولایات: لحظ، وقت، صفا، سرور، سر، نفس، غربت، غرق، غیبت و تمکن
حقایق: مکاشفه، مشاهده، معاینه، حیات، قبض، بسط، سکر، صحو، اتصال و انفصال
نهایات: معرفت، فناء، بقا، تحقیق، تلبیس، وجود، تجرید، تفرید، جمع، توحید

کتاب «شرح منازل السائرین» به قلم اسماعیل منصوری لاریجانی پیشتر نیز توسط موسسه چاپ و نشر بین‌الملل منتشر شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...