کتاب"فردوسی برون مرز" دیدگاههای اقبال در باره فرهنگ و ادب فارسی نوشته دکتر محمد بقایی (ماکان) از سوی انتشارات یادآوران منتشر خواهد شد.

دکتر محمد بقایی(ماکان) در گفتگو با مهر با اعلام این خبر افزود: این کتاب دربرگیرنده مجموعه مقالاتی است که برای نخستین بار اقبال در خصوص فرهنگ و ادب فارسی  مورد بررسی قرار داده است. در واقع اقبال در خارج از ایران همان نقشی در پرورش و گسترش زبان و فرهنگ ایرانی ایفاء کرد که فردوسی در درون چنین کرد،بنابراین اقبال را می‌توان فردوسی برون مرز لقب داد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه تعلیم و تربیت همچنین از انتشارکتاب" نقد روانشناسی و روان درمانی غرب" نوشته دکتر نذیر قیصر با ترجمه وی در آینده نزدیک از سوی انتشارات یادآوران خبرداد.
 
این کتاب، روانشناسی و روانکاوی غرب را مورد نقد قرار می‌دهد و برخی از معایب موجود در این شیوه های درمانی را که به عقیده مؤلف، مکانیکی و دور از شرایط روحی انسان است براساس دیدگاههای روانشناسان متعدد و همچنین اندیشمندان و فیلسوفان معتبر از جمله متفکران شرقی مورد نقد و بررسی قرار می‌‌‌دهد . در مجموع نیز نتیجه می‌گیرد که غالب دیدگاههایی که در روانشناسی و روانکاوی غرب موجود است و در درمان افراد رنجور به کارگرفته می‌شود نتایج مثبتی بر اساس آمارهایی که مؤلف ارائه می‌دهد به دست می‌دهد.
 
این نویسنده و مترجم همچنین از انتشار کتاب " می‌نگریم و می‌رویم"به قلم وی از همین انتشارات خبرداد. این کتاب بررسی تطبیقی وضعیت فرهنگی اجتماعی مدنی ایران در سه دهه اخیر با دنیای پیشرفته است و مقصود از عنوان کتاب نگاهی است که بقایی به دو وضعیت موجود در ایران و در دنیای پیشرفته دارد .
 
بقایی ( ماکان) همچنین از انتشار کتاب"معنای زندگی از نگاه مولانا و اقبال" برای بار اول از سوی انتشارات تهران خبرداد و گفت: این کتاب دیدگاههای مولوی و اقبال را در باب زندگی با توجه به شرایط امروزی مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد و مهمترین عواملی را که در زندگی بشر برای درست زیستن بشر لازم و ضروری را می‌کاود.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...