دفتر کامل اشعار قیصر امین‌پور برای چهارمین نوبت با شمایلی تازه توسط نشر مروارید، روانه بازار کتاب شد.

دفتر کامل اشعار قیصر امین‌پور

به گزارش خبرنگار مهر، انتشارات مروارید برای چهارمین‌نوبت مجموعه کامل اشعار قیصر امین‌پور را روانه بازار کرده است.

این‌مجموعه شامل دفاتر شعر این شاعر است که از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۸۵ منتشر شده‌اند. «دستور زبان عشق»، «گل‌ها همه آفتابگردان‌اند»، «آینه‌های ناگهان دفتر اول و دوم»، «تنفس صبح»، «مثل چشمه مثل رود»، «به قول پرستو» و «منظومه‌ی ظهر روز دهم» دفترهایی هستند که در این‌مجموعه گردآوری شده‌اند.

این‌دفتر شعر در چاپ تازه با طرح‌جلد تازه در قطع نیم وزیری منتشر شده است. نکته جالب درباره این دفتر شعر تغییر سه‌باره طرح جلد و قطع آن از زمان انتشارش تاکنون است.

قیصر امین‌پور متولد ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ گتوند خوزستان، عضو هیئت‌علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران و عضو پیوسته‌ فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. او از شاعران مطرح روزگار پس از انقلاب اسلامی به‌شمار می‌رفت که توانست مخاطبان بسیاری را جذب کند.

امین پور در کنار شاعری در دو شاخه‌ بزرگ‌سال و نوجوان، در زمینه‌ ترانه‌سرایی، نویسندگی، روزنامه‌نگاری و پژوهش نیز دارای آثاری قابل توجه است. شعرهای او طی دو دوره خاص، سروده شده‌اند. دوره‌ نخست در سه دفتر در کوچه آفتاب، تنفس صبح و آینه‌های ناگهان که مضمون اصلی سروده‌های این دوره، جنگ و انقلاب است و دو دفتر گل‌ها همه آفتابگردان‌اند و دستور زبان عشق که نگاهی تازه و متفاوت از او در دوره دوم شاعری‌اش ارائه کرده است.

قیصر امین‌پور ۸ آبان ۱۳۸۶، در ۴۸ سالگی در تهران درگذشت و در زادگاهش گتوند خوزستان به خاک سپرده شد.

چاپ چهارم مجموعه کامل اشعار قیصر امین‌پور در 612صفحه و با قیمت ۴۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...