برگزیدگان دومین دوره از جایزه ترانه افشین یداللهی معرفی شدند.

به گزارش ایسنا، مراسم پایانی این جایزه شامگاه پنجشنبه (۱۶ اسفندماه) با حضور ترانه‌سرایان، شاعران و هنرمندان در هتل المپیک برگزار شد. بر اساس بیانیه هیات داوران، اسامی برگزیدگان جایزه ترانه افشین یداللهی به شرح زیر اعلام شد:

بخش یک خاطره از فردا:

شاخه ترانه‌های همراه با موسیقی:
رتبه اول- ترانه ستار مشایخی با موسیقی سروش عادل‌نژاد
رتبه دوم- ترانه یاسر قنبرلو با موسیقی سعید رضایی
رتبه سوم- ترانه احسان رعیت با موسیقی سعید رضایی

شاخه ترانه‌های اجتماعی:
رتبه اول- محمد نویری
رتبه دوم- شروین رحیم‌زاده
رتبه سوم- مریم مرادی

شاخه ترانه‌های عاشقانه:
رتبه اول- پوریا نره‌ای
رتبه دوم- صدرا کاوه
رتبه سوم مشترک- ملیحه هاشمی و احسان رشیدی

همچنین در بخش یک خاطره از دیروز از محمد صالح‌علا تقدیر شد.

بخش یک خاطره از امروز:
شاخه بهترین ترانه: حسین غیاثی
شاخه بهترین خواننده سال از نظر انتخاب ترانه: مهدی یراحی
شاخه بهترین ترانه‌ساز: محسن یگانه

بخش بهترین ترانه سال:
اهورا ایمان برای ترانه "خوب شد"

بخش بهترین ترانه‌سرای سال:
حسین غیاثی

در بخشی از این مراسم، محمد صالح‌علا پس از دریافت لوح تقدیر و جایزه‌اش گفت: از خانه ترانه خیلی ممنونم. درود به رندی که چون پیاله گرفت، اول یاد حریفان خسته‌جان افتاد.

او افزود: من فکر می‌کردم خیلی افشین جان را دوست دارم اما حالا فهمیدم که همه شما او را بیشتر از من دوست دارید. او همیشه خیلی تند می‌رفت. یک بار که با او در سفر کاشان بودم دیدم که با سرعت زیادی رانندگی می‌کند. بله او این شجاعت را داشت که تند برود و مثل من نبود که خیلی خسته و آهسته برود.

سالار عقیلی دیگر کسی بود که بدون این‌که در مراسم حضور داشته باشد مورد تقدیر قرار گرفت و حاضران ویدئویی را که او برای مراسم ارسال کرده بود تماشا کردند. گفته شد او به علت بیماری در مراسم حضور ندارد.

همچنین اهورا ایمان که در دومین دوره این جایزه به عنوان برگزیده بهترین ترانه سال انتخاب شد، گفت: لزوماً به خاطر ترانه سرودن کسی محبوب مردم نمی‌شود. افشین یداللهی به خاطر کارهایی که نکرد محبوب شد، به خاطر رانتی که استفاده نکرد و… .

همچنین در این مراسم در بخش‌های مختلف امیرعباس گلاب، رستاک حلاج و گروه پالت اجرای موسیقی داشتند. افشین مقدم، پرستو صالحی، امید نعمتی، حمیدرضا صمدی، نسیم ادبی، اندیشه فولادوند، سیدعباس سجادی، محمد رحمانیان، بابک زرین، صابر قدیمی، کامران تفتی، باربد بابایی، احسان کرمی، شاهد صادق‌پور و مجید جوزانی از حاضران در مراسم بودند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...