استقبال کم سابقه عرب‌ها از اشعار پروین اعتصامی، باعث انتشار چاپ دوم دیوان این شاعر ایرانی در کشورهای عرب زبان شد. 
  
به گزارش کتاب‌نیوز به نقل از واحد خبر حوزه هنری، چاپ دوم دیوان کامل اشعار
پروین اعتصامی با ترجمه عربی "سمیر ارشدی"، استاد دانشکده ادبیات دانشگاه کویت و مترجم فصلنامه ادبی "شیراز"، توسط یک شاعر و ناشر سرشناس جهان عرب، در کشورهای عرب زبان منتشر می‌شود.

"سمیر ارشدی" در این باره گفت: «عرضه چاپ اول این کتاب با شمارگان 5 هزار نسخه در نمایشگاه‌های کتاب قاهره، بیروت، تونس، خارطوم و دوحه، استقبال خوانندگان عرب زبان را در پی داشت و باعث شد که خانم "سعاد الصباح" که خود از شاعران سرشناس جهان عرب و موسسه انتشاراتی‌اش از مهمترین مراکز نشر کتب فرهنگی و ادبی کویت به شمار می‌رود، چاپ دوم آن را در ابتدای سال 2008 میلادی منتشر کند.»

ارشدی درباره دلیل استقبال عرب‌ها از اشعار اعتصامی تصریح کرد: «جامعه عرب از خلا معنوی‌ای که برایش پیش آمده در رنج است. توجه این شاعر ایرانی به مفاهیم تربیتی، عرفان و اخلاق، پاسخگوی بسیاری از مسایل و چالش‌هایی است که فراروی جوامع عربی قرار گرفته است.»

باید یادآوری کرد که ارشدی، از رهگذر همکاری با فصلنامه عربی زبان شیراز که به کوشش حوزه هنری در کشورهای عربی و دانشکده‌های ادبیات عرب منتشر می‌شود، آثار و آرای سایر نامداران شعر و داستان معاصر ایران را نیز به جهان عرب معرفی کرده است.

"هفت زن ... هفت داستان" دربرگیرنده هفت داستان از هفت نویسنده زن ایرانی، عنوان کتاب دیگری است که این استاد دانشگاه به عربی ترجمه و توسط انتشارات شورای ملی فرهنگ،‌ ادب و هنر کویت، منتشر کرده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...