کتاب صوتی «سوانح العشاق»، اثر ارزشمند احمد غزالی با صدای مریم محبوب توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر و روانه بازار نشر شد.

سوانح العشاق احمد غزالی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ احمد غزالی از عارفان سده‌ پنجم هجری است. وی برادر کوچکتر ادیب و عارف مشهور، امام محمد غزالی است. «سوانح العشاق» از رساله‌های مهم در ادبیات عرفانی و کلاسیک ایرانی به شمار می‌رود. غزالی در این کتاب حکایاتی از عشاق معروف مانند لیلی و مجنون و... را بیان می‌کند. در واقع این اثر درباره‌ عشق است؛ صرفاً عشق با تمام معانی و مفاهیم زمینی و آسمانی‌اش.

در این کتاب تلاشی برای کم کردن رنج عاشق را نمی‌شنویم؛ بلکه نویسنده تأکید دارد که «سوانح العشاق» را دردکشیدگان راه عشق خواهند فهمید. به قول حافظ شیرازی «بشوی اوراق اگر هم‌درد مایی/ که علم عشق در دفتر نباشد».

یکی از دلایل اهمیت این کتاب، جایگاه ویژه‌ای است که احمد غزالی برای زن قائل می‌شود؛ آن هم در زمانه‌ای که جامعه سراسر مردسالار و زن‌ستیز است، در این شرایط غزالی به زن معشوق برتری داده است.

شیوه‌ نوشتار و بیان این کتاب باعث بنیان‌گذاری سبکی نو در ادبیات فارسی می‌شود، سبکی که کتاب‌های مهمی مانند لوایح جامی و لمعات شیخ فخرالدین عراقی بر مبنای آن نوشته شده‌اند.

بشنوید:

کتاب صوتی «سوانح‌العشاق» با صدای مریم محبوب به مدت دو ساعت و 30 دقیقه از سوی انتشارات نیستان به قیمت 14 هزار و 500 تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...