گزیده شعرهای محمدحسین‌ مهدوی (م. مؤیّد) از مجموعه کتاب‌های «شعر ما» از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.

گزیده شعرهای محمدحسین‌ مهدوی (م. مؤیّد)

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، گزیده اشعار م. مؤیّد به انتخاب فاطمه سالاروند در ۹۶ صفحه برای نوجوانان بالای ۱۵ سال به چاپ رسیده است.

در مقدمه این کتاب آمده است: مجموعه کتاب‌های «شعر ما» بیش و پیش از آنکه حاصل طراحی و برنامه‌ریزی دست‌اندرکاران تولید کتاب‌های ویژه «نوجوانان» باشد، حاصل «رفتارِ» نوجوان اهل شعر و کتاب جوان امروز ایرانی است با شعر.

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با بهره‌گیری از تجربیات و پیشینیه گران‌بهای خود در صدد برآمده است تا در این عرصه برای نوجوانان صاحب ذوق و دارای استعداد شاعری و نیز نوجوانان علاقه‌مند به شعر امروز و چه بسا طیف گسترده‌تری از دوستداران شعر، امکان برخورداری از این آثار را فراهم آورد.

کتاب گزیده شعر «م. موید» دربردارنده ۷۲ قطعه شعر کوتاه و بلند هم‌چون «ناگهان»، «داستانِ درختِ توت»، «آیا در شبی روشن»، «به تنهایی این‌ها رشک می‌برم»، «چرا سه بار»، «تو را شناخته‌ام»، «می‌دانم مادرم نیست»، «دستاری ارغوانی»، «هم همانی تو و هم همینی» و... است.

در شعر «بی لبخندِ تو هرگز باران نمی‌بارد» می‌خوانیم: باران/ می‌رود و می‌بارد/ پروازکنان و می‌بارد/ با من و بی من و می‌بارد/ با گُل و بی گُل و می‌بارد/ با لبخندِ تو و بی لبخندِ تو می‌بارد/ امّا چون می‌بارد/ بی من نمی‌بارد/ بی گُل نمی‌بارد/ بی لبخندِ تو نمی‌بارد/ بی لبخندِ تو!؟ / هرگز! / انگشتانی بلند دارد/ با انگشتانی بلند می‌بارد/ رو به آسمان/ لبخندِ تو.

تصویرگری جلد کتاب م. مؤید را که با شمارگان ۲هزار و ۵۰۰ نسخه منتشر شده است را مرتضی یزدانی بر عهده دارد.

این کتاب در قطع پالتویی با قیمت ۱۳هزار تومان در فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، فروشگاه اینترنتی محصولات کانون به نشانی shop.kpf.ir و فروشگاه‌های محصولات فرهنگی هنری در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...
جهل به ماهیت درد باعث انواع نظریه‌پردازی‌ها و حتی گمانه‌زنی‌ها شده... دوگانه‌انگاری باعث شده آثار مربوط به درد غالباً یا صرفاً به جنبه‌ی فیزیکی بدن بپردازند یا فقط به بعد ذهنی-روانی... درد حتی سویه‌های فرهنگی هم دارد و فرهنگ‌های مختلف در تجربه‌ی درد و شدت و ضعف آن تأثیرگذارند... انسان فقط با درد خودش سروکار ندارد. او با درد دیگران هم مواجه می‌شود... سازوکار درمان نیز به همان اندازه اهمیت دارد؛ یعنی بررسی این مسئله که چگونه سازوکار درد متوقف می‌شود ...
من با موراکامی (بی‌آنکه روحش خبر داشته باشد!) صیغه برادرخواندگی خوانده‌ام!... اغلب شخصیت‌های موراکامی، به‌ویژه در رمان‌ها جوان‌های ۳۵، ۳۶‌ساله‌ای هستند منزوی، زخم‌خورده، گریزان از زندگی عادی کارمندی مثلا و در جست‌وجوی هویت و حل مشکل خود... دست به چه کاری می‌زنی که معنای وجود خود را در دنیایی آشکارا بی‌معنا دریابی؟ آیا آن را چنان‌که هست، می‌پذیری، یا با تمام قوا می‌کوشی دریابی چرا چنین است؟... رمان شبیه جنگل‌کاری است و نوشتن داستان کوتاه مثل ایجاد باغ ...