«باغبان خاک دیگری» عنوان نخستین جلد از سه گانه «زیست اخلاق مدار» نوشته سیدعلی شجاعی است که به بچه‌ها با توصیه به صبر این پیام را می‌دهد: کسی که ثمر زودتر از وقت بخواهد باغبانی در خاک دیگران می‌کند.

باغبان خاک دیگری زیست اخلاق مدار سیدعلی شجاعی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، سید علی شجاعی بعد از سه گانه های «فلسفه برای کودکان» و «مهارت‌های زندگی برای کودکان» و انتشارشان به بیش از هشت زبان در کشورهای مختلف و برنده شدن بیش از پنج جایزه داخلی و خارجی؛ این بار سه گانه ««زیست اخلاق‌مدار» را برای کودکان تالیف کرده است.

این مجموعه تلاش دارد سه محور اساسی اخلاقی را برای مخاطب کودک و نوجوان تبیین کند. باغبان خاک دیگری که گانه اول از سه گانه «زیست اخلاق مدار» است فضیلت اخلاقی صبر را مضمون قرار داده و نشان می دهد که تعجیل در خواسته ها، جز تضییع آن خواسته نیست و کسی که ثمر زودتر از وقت بخواهد باغبانی در خاک دیگران می کند.

داستان این کتاب درباره کودکانی است که دانه‌های گندم را در گلدان‌هایشان کاشته‌اند و در انتظار سبز شدن و خوشه‌چین کردن آنها هستند. دانه‌ها اما با سرعتی که انتظارش را داشته‌اند سبز نمی‌شوند. پس دست به کار می‌شوند تا خورشید و باران را به یاری بطلبند و در ادامه هر موجود دیگری که فکر می‌کنند منجر به رشد سریعتر دانه‌ها می‌شوند.

در صفحه ۷ باغبان خاک دیگری می‌خوانیم:

خورشید خانم بلند می خندد و باد داغی دور ما می پیچد، آن قدر که یک دفعه لب هایمان از تشنگی خشک می شود
- من اگه زیاد و از نزدیک بتابم به دونه ها و جوونه ها و گل و درخت ها، که همشون زودی خشک میشن و می میرن. نور و گرما وقتی به درد می خوره که از آسمون برسه، بیشترش فایده ای نداره، مشکل شما با آفتاب زیاد حل نمیشه.
خورشید خانم باز می خندد و از گرما عرق می ریزیم قبل از اینکه تحمل مان تمام شود و حرارت ما را بسوزاند؛
خورشید خانم مهربان و داغ نوازش مان می کند و می رود... .
اما در نهایت این دانه‌ها هستند که به آنها خبر می‌دهند برای خوشه‌چینی باید صبر داشت و هیچ دانه‌ای زودتر از موعدش سبز نمی‌شود.
آفتاب و بارون و غذا و همه چی لازمه برامون تا جوونه بزنیم اما باید صبر کنین تا وقتش برسه... هیچ دونه ای زودتر از وقتش جوونه نمی زنه!
هرکی هم زودتر بخواد ثمر بگیره ، انگار تو گلدون و خاکی که مال خودش نیست چیز کاشته. (ص. ۳۱)

این کتاب همچنین از تصویرگری‌های فرهاد جمشیدی نیز استفاده کرده است.

فرهاد جمشیدی که درجه یک هنری و تصویرگری بیش از ۴۰۰ عنوان کتاب در کارنامه خود دارد بیش از هر چیز تلاش کرده است که از تکرار پرهیز کند؛ مولفه ای دیریاب در هنر امروز، آنچه در آثار جمشیدی بیش از همه چیز به چشم می آید نوآوری و خلاقیت است. او خودش را محدود و محصور به قالب و فرم و تکنیک خاصی نکرده است

جمشیدی همه هنرش را درگیر فضای متن می کند آنچنان که انگار متن برای تصویر بوده و نه تصویر بعد از متن. او در باغبان خاک دیگری علاوه بر موقعیت آفرینی هایی افزون بر متن تلاش کرده ترکیب رئال و سوررئال تنیده در متن را به تصویر بکشد و دنیای خیال انگیز کودک را از هر سو گسترده تر کند.

باغبان خاک دیگری در ۳۳ صفحه و یکهزار نسخه برای گروه سنی ب و ج از سوی انتشارات نیستان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...
پول زمانی به نحو احسن به انجام معاملات کمک می‌کند که عواطف هیچ نقشی در روابط نداشته باشند... برای خصلت کاملا پویای جهان، نمادی چشمگیرتر از پول نمی‌توان یافت... پول هیچ‌گاه دست کسی نمی‌ماند. پول اگر از حرکت بازایستد دیگر در مقام پول ارزش و معنای خاصی نخواهد داشت... من فقط به شرطی می‌توانم میل خود را برآورم که قادر باشم - دست‌کم تا حدی- میل دیگری را برآورم: زایش ارزش از روح مبادله ...