دبیر نخستین دوره کتاب سال طنز گفت: در نخستین دوره کتاب سال طنز از برگزیدگان طنز ایران در سال‌های 75 تا 85 در رشته‌های شعر، ترجمه، نثر، تحقیق و داستان تجلیل می‌شود.
  
 به گزارش خبرگزاری‌ها، نشست خبری نخستین کتاب سال طنز صبح امروز با حضور سیدجواد موسوی، دبیر این جشنواره در حوزه هنری برگزار شد.

وی گفت: «در حوزه شعر 46 اثر، در حوزه ترجمه 40 اثر، در حوزه نثر 93 اثر، در حوزه تحقیق 32 اثر و در حوزه داستان 75 اثر به این جشنواره رسید و جمعا 276 اثر برای داوری به دست داوران سپرده شد.»

موسوی ادامه داد: «رای داوران طی مراسمی 25 آذر ماه در ساعت 4 بعدازظهر اعلام خواهد شد. این مراسم، با شب شعر "در حلقه رندان" همزمان است تا مخاطبان این شب شعر هم که مخاطبان جدی طنز هستند در اختتامیه جشنواره حضور داشته باشند.»

دبیر نخستین دوره کتاب سال طنز درباره داوران این جشنواره گفت: «یکی از مشکلات ما انتخاب داوران بود، زیرا اگر می‌خواستیم از فعالان این عرصه داوران‌مان را انتخاب کنیم، این عزیزان خودشان هم آثاری داشتند که نمی‌شد آن آثار در این جشنواره شرکت داده شود. با این حال داورانی از طیف‌های متنوع انتخاب شده‌اند و به آنها هیچ سیاست خاصی را اعلام نکردیم و آنها در انتخاب آثار کاملا آزاد بودند.»

وی افزود: «منوچهر احترامی، هوشنگ مرادی کرمانی، مسعود کیمیاگر، اسدالله امرایی و محمدرضا ترکی داوران نخستین دوره کتاب سال طنز هستند. ما هیچ محدودیتی برای تعداد برگزیدگان قائل نشده بودیم و داوران در تمامی حوزه‌ها، به غیر از حوزه شعر، سه نفر را بدون اولویت اول تا سوم، به عنوان برگزیده اعلام کرده‌اند. در حوزه شعر دو نفر برگزیده انتخاب شده است و یک بخش ویژه هم در این جشنواره وجود دارد که در این بخش یکی از فعال‌ترین طنزپردازان جایزه‌ای دریافت خواهد کرد.»

شایان ذکر است به هر کدام از برگزیدگان نخستین دوره کتاب سال طنز 10 سکه بهار آزادی اهداء خواهد شد.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...