کتاب «گاو از بزرگان است!» نوشته اسماعیل امینی شامل طنزهای انتخاباتی این‌نویسنده توسط انتشارات سروش به چاپ دوم رسید.

گاو از بزرگان است اسماعیل امینی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب طنز «گاو از بزرگان است!» اثر اسماعیل امینی به‌تازگی توسط انتشارات سروش به چاپ دوم رسیده است.

این کتاب که به مسائل و مشکلات جاری جامعه با زبان طنز می‌پردازد.

در بخشی از این‌کتاب آمده است:

«سیاست وقتی به درد روزنامه‌نگار می‌خورد که نان و آب داشته باشد و آن هم موقع انتخابات و تقسیم مناصب و غنائم است، یعنی در زمان برّه‌کُشان و پیچیدن بوی دل‌انگیز کباب و جوجه‌کباب در محافل و مجامع تبلیغاتی و سیاسی و جناحی و حزبی! یعنی همان موقعی که دستگاه مشترک مورد نظر در دسترس است و همه مردمی می‌شوند و مقامات کمیاب و نایاب به میان مردم می‌آیند و مسئولان گره بر پیشانی و اخم بر ابرو، لبخند می‌زنند و مهربان می‌شوند.

در همین دوران کوتاه پیش از هر انتخابات که مانند دوران کوتاه نامزدی، پر از لبخند و شیرینی و مهمانی و حرف‌های قشنگ است و نامزدها دست در دست هم روی ابرها کاخ‌های رویایی می‌سازند...»

چاپ دوم این‌کتاب با ۱۶۳ صفحه، شمارگان ۳۰۰ نسخه و قیمت ۵۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...