«بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
جناب آقای دمیتری آناتولویچ مدودف
رئیس‌جمهوری فدراسیون روسیه
فرا رسیدن سالروز پیروزی روسیه در جنگ جهانی دوم را به جنابعالی، دولت و ملت دوست آن کشور تبریک می‌گویم. امیدوارم با مساعی مشترک مسئولین عالی کشور‌ها، شاهد جهانی توأم با صلح و امنیت پایدار، عدالت مستمر و احترام به حقوق حقه همه ملت‌ها باشیم.
از خداوند متعال، استمرار سلامتی و موفقیت جنابعالی و سعادت و بهروزی دولت و ملت شریف روسیه را مسئلت دارم.»

متن بالا اصلاً شوخی نیست. این متن کاملاً جدی پیام تبریک محمود احمد‌ی‌نژاد، ریاست محترم جمهوری کشورمان است.
البته شیرینی این متن زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم همین چند وقت پیش بنا بود از روسیه بابت حمله به ایران و اشغال کشورمان در جنگ دوم جهانی غرامت هم بگیریم. بگذریم؛ اگر احتمالاً تا سه سال دیگر چشمتان به پیام‌هایی از این دست خورد زیاد تعجب نکنید.

1- پیام تبریک به دمیتری آناتولویچ مدودف در سالروز عملیات متهورانه ژنرال لیاخوف روس در به توپ بستن مجلس شورای ملی.
2- پیام تبریک به شیخ صباح الاحمد الصباح در سالروز فرار پیروزمندانه شیخ زاید به آمریکا در جریان حمله صدام یزید کافر سابق به کویت.
3- پیام تبریک به حامد کرزای در سالروز حمله پیروزمندانه محمود افغان به ایران و سقوط سلطان حسین صفوی.
4- پیام تبریک به دمیتری آناتولویچ مدودف در سالروز انعقاد قرارداد افتخارآمیز ترکمانچای در زمان فتحعلی‌شاه قاجار.
5- پیام تبریک به تساخیاگین آلبگدورج، رئیس‌‌جمهور مغولستان در سالروز عملیات متهورانه جناب آقای تموچین، ملقب به چنگیز در حمله به امپراتوری ایران.
6- پیام تبریک به دمیتری آناتولویچ مدودف در سالروز مشارکت پیروزمندانه با انگلستان در انعقاد قرارداد 1919 و جداسازی شکوهمند افغانستان از ایران.
7- پیام تبریک به کارلوس پا پولیاس در سالروز پیروزی در به آتش کشیده شدن تخت‌جمشید به دست باکفایت اسکندر مقدونی.
8- پیام تبریک به هوجین تائو در سالروز عملیات متهورانه نیروهای تحت فرمان دنگ شیائو پنگ در حمله پیروزمندانه به دانشجویان معترض در میدان تیان آن من.
9- پیام تبریک به عمروموسی دبیرکل اتحادیه عرب به مناسبت سالروز جداسازی شکوهمند بحرین از ایران.
10- پیام تبریک به دیوید کامرون برای سالروز حمله پیروزمندانه انگلستان و هندی‌های تحت استعمارشان به بوشهر و شهادت رئیس‌علی دلواری و جمعی از یارانش.
11- پیام تبریک به پرزیدنت عبدالله گل به مناسبت سالروز پیروزی شکوهمند عثمانی در جنگ چالدران بر شاه اسماعیل صفوی.

خبرآنلاین

وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...
جهل به ماهیت درد باعث انواع نظریه‌پردازی‌ها و حتی گمانه‌زنی‌ها شده... دوگانه‌انگاری باعث شده آثار مربوط به درد غالباً یا صرفاً به جنبه‌ی فیزیکی بدن بپردازند یا فقط به بعد ذهنی-روانی... درد حتی سویه‌های فرهنگی هم دارد و فرهنگ‌های مختلف در تجربه‌ی درد و شدت و ضعف آن تأثیرگذارند... انسان فقط با درد خودش سروکار ندارد. او با درد دیگران هم مواجه می‌شود... سازوکار درمان نیز به همان اندازه اهمیت دارد؛ یعنی بررسی این مسئله که چگونه سازوکار درد متوقف می‌شود ...
من با موراکامی (بی‌آنکه روحش خبر داشته باشد!) صیغه برادرخواندگی خوانده‌ام!... اغلب شخصیت‌های موراکامی، به‌ویژه در رمان‌ها جوان‌های ۳۵، ۳۶‌ساله‌ای هستند منزوی، زخم‌خورده، گریزان از زندگی عادی کارمندی مثلا و در جست‌وجوی هویت و حل مشکل خود... دست به چه کاری می‌زنی که معنای وجود خود را در دنیایی آشکارا بی‌معنا دریابی؟ آیا آن را چنان‌که هست، می‌پذیری، یا با تمام قوا می‌کوشی دریابی چرا چنین است؟... رمان شبیه جنگل‌کاری است و نوشتن داستان کوتاه مثل ایجاد باغ ...