به گزارش ایبنا، دهمین شماره از نشریه طنز «سه نقطه» با پرونده‌ای ویژه درباره زنده‌نام ابوالفضل زرویی‌نصرآباد روانه کیوسک‌های مطبوعاتی شد.

«سه نقطه» در این شماره به بیان مطالب مختلف طنز در قالب شعر و نثر پرداخته است و این اتفاق زیر نظر شورای سردبیری متشکل از عباس حسین‌نژاد، حسام‌الدین مطهری و احسان حسینی‌نسب انجام پذیرفته است.

در بخش نخست این شماره از «سه نقطه» که «اول دفتر» نام دارد مطالب طنزآمیزی از محمد حسین جعفریان، سید اکبر موسوی، علیرضا قزوه و سیدمحمد صاحبی به مخاطبان عرضه شده است.

در پرونده ویژه نشریه برای ابوالفضل زرویی‌نصرآباد نیز مطالبی از محمدکاظم کاظمی، امرالله احمدجو، علی‌اکبر قاضی‌زاده، سیدمحمد سادات اخوی، محمدرضا زائری، اسماعیل امینی، محمد زرویی، نسیم عرب‌امیری، مرتضی کاردر، سیدابراهیم نبوی، محمود فرجامی، جلال سمیعی، حسام‌الدین مقامی‌کیا، محمد صمدی و مهدی مذهبی به چشم می‌خورد.

محمود فرجامی نیز در این شماره در قالب مقاله‌ای با عنوان «استندآپ کمدی از الف تا ی» به موضوع کمدی پرداخته است.

در بخش نیم‌خط از این نشریه نیز جستارهایی درباره زرویی‌نصرآباد به قلم محمدحسین جعفریان، کیومرث صابری‌فومنی، رضا رفیع، علی موسوی گرمارودی، عبدالجبار کاکایی، محمدرضا ترکی و سیدمهدی شجاعی آمده است. همچنین در این شماره تعدادی از عکس‌های زنده‌یاد زرویی از کودکی تا زمان مرگ آمده است.

شماره دهم نشریه «سه‌نقطه» در 200 صفحه به قیمت 29 هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...