طرح نصب مجسمه «ویرجینیا وولف» نویسنده نامدار انگلیسی در کنار رودخانه تایمز به دلیل نحوه مرگ او موجب بروز نگرانی‌هایی شده است.

مجسمه ویرجینیا وولف

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این مجسمه یادبود که توسط «لوری دینزگرمل» طراحی شده قرار است بر روی یک نیمکت در منطقه ریچموند ریورساید در جنوب غربی لندن و مشرف به رودخانه تایمز نصب شود، منطقه‌ای که این نویسنده مشهور انگلیسی برای حدود یک دهه از سال ۱۹۱۴ در آن زندگی می‌کرد.

«ویرجینیا وولف» در ماه مارس ۱۹۴۱ و در حالی که ۵۹ سال سن داشت با غرق کردن خود در رود اوز در شرق ساسکس، به زندگی‌اش پایان داد.

کمیته محیط زیست، پایداری، فرهنگ و ورزش شورای ریچموند با طرح نصب این مجسمه موافقت کرده اما یکی از گروه‌های محلی حفاظت اعلام کرده با توجه به ماهیت مرگ «ویرجینیا وولف»، قرار دادن مجسمه او در کنار رودخانه تایمز جالب نیست و به نوعی یادآورد خودکشی این نویسنده است.

این گروه سه مکان جایگزین در ریچموند را که ویرجینیا وولف تا سال ۱۹۲۴ در آن زندگی می‌کرده، پیشنهاد داده است.

«وولف» یکی از اعضای گروه تأثیرگذار و روشنفکری بلومزبری بود و به عنوان یکی از مهم‌ترین نویسندگان قرن بیستم شناخته می‌شود که پیشگام رویکردی غیرخطی در روایت بود. او و همسرش «لئونارد وولف» در سال ۱۹۱۷ انتشارات هوکارث را تاسیس کردند. «ویرجینیا وولف» در طول زندگی خود با بیماری روانی دست و پنجه نرم می‌کرد.

«بری می» رئیس انجمن منطقه ریچموند لندن نیز قراردادن مجسمه «ویرجینیا وولف» را در کنار رودخانه تایمز و در حالی که به آب خیره شده با توجه به نحوه مرگش، بی‌فکرانه توصیف کرده است.

هم‌اکنون تنها اثر یادبود «ویرجینیا وولف» در ریچموند یک پلاک آبی است که در خانه هوگارث نصب شده، جایی که این نویسنده به همراه همسرش انتشارات خود را تاسیس کردند.

................ هر روز با کتاب ...............

وازهه که ما چرا نباید کتاب بخوانیم اما... مال اون‌وقتاس که مردم بیکار بودن... «لایک» نداره. بیشتر کتابا حتی ازشون «کپشن»م درنمیاد یا اگه درمیاد لایک‌خور نیست... بهداشتی هم نیست. آدم هرورقی که میخواد بزنه، باید انگشت‌شو تفمال کنه... میدونید همون درختا اگه برای کتاب قطع نشن، میتونن چقدر ذغال لیموی خوب بدن و چقدر قلیون دوسیب... کی جواب کله‌های سم‌گرفته ما رو میده؟... ندونی این هفته «فاطما گل» چیکار کرده، تو دورهمی نمیتونی تو بحس شرکت کنی ...
به سه دهه نخست انقلاب نیز می‌پردازد و تا انتخابات پرحاشیه‌ی سال 1388 و آغاز دومین دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد هم پیش می‌‌رود... تاریخ ایران را صرفا در حیات سیاسی و حکومت صاحبان قدرت و شاهان خلاصه نکرده که در حیات جمعی مردم و زیست اجتماعی آنها نیز مشاهده و دنبال می کنند و براین اساس به بررسی دنیای ایرانی و تاریخ آن پرداخته و برای این منظور فراتر از مرزهای کنونی رفته که همانا هویت ایرانی است... آن را بستری برای شناخت و درک ایران امروز می‌سازد ...
بیشترین اخبار مربوط به مبارزه کارگران و به خصوص شوراهای کارگری در نشریات گروه‌های چپ منعکس می‌شد... نقش آیت‌الله طالقانی نیز در ترویج زبان شوراها بسیار مهم بود... منطق دیگری بر ذهنیت کارگران حکمفرما شد... کارگران اغلب از داشتن نماینده واقعی و مقتدر محروم بودند... انحلال نهاد شوراها، اخراج یا بازداشت فعالین مستقل و غیراسلامی در گسست «قدرت دوگانه» شورا و مدیریت، نقش بسیار مهمی داشت ...
نزول از نظم اخلاقی کامو به تحقیر آیرونیک ساراماگو... یکی از اولین‌ مبتلایان، مردی است که در حال رانندگی با ماشین، بینایی خود را از دست می‌دهد. این لحظه بسیار شبیه مسخ کافکاست... راننده‌ ناآرامی نمی‌کند، جیغ نمی‌کشد و شکایتی نمی‌کند. چیزی که او می‌گوید این است: «کسی من را به خانه می‌برد لطفا؟»... مدام ما را به یاد اردوگاه‌های زندانیان سیاسی می‌اندازد، به یاد بی‌عدالتی‌های کاپیتالیسم بدون اندکی خودداری، به یاد سردی و خشکی بروکراسی ...
ایرانیان کورکورانه خود را با ایده‌‎های جدید و محصولات مصرفی تطبیق ندادند، بلکه آنها را به چالش کشیدند... «اندرونی» که غربی‌‎ها به آن انگ مکان زندانی کردن و ستم به زنان زده بودند، به یکی از مراکز فعالیت سیاسی بدل شد... برنامه اصل چهارم ترومن، کمک به دختران جوان ایرانی بود تا بتوانند سلیقه خود را در دکوراسیون و مبله کردن خانه‌‎های‌شان پرورش دهند... اتاق ناهارخوری مطابق با ایده خانه امریکایی بر اساس یک خانواده کوچک پیکره‌بندی شده بود ...