شماره جدید ماهنامه مدیریت ارتباطات با پرونده‌هایی درباره حریم خصوصی در عصر ارتباطات، مستندسازی در روابط‌عمومی‌ها، حوزه عمومی و فیس‌بوک منتشر شد و روی پیشخوان مطبوعات آمد.

ماهنامه مدیریت ارتباطات با پرونده‌هایی درباره حریم خصوصی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، شماره ۱۳۹ ماهنامه مدیریت ارتباطات به‌تازگی با پرونده‌هایی درباره حریم خصوصی در عصر ارتباطات، مستندسازی در روابط‌عمومی‌ها، حوزه عمومی و فیس‌بوک منتشر شده و روی پیشخوان مطبوعات آمده است.

حریم خصوصی، تاثیر فراگیر شدن فناوری‌های ارتباطاتی بر آن و تطورات مفهومی و عینی این مفهوم، موضوع اصلی شماره اخیر ماهنامه مدیریت ارتباطات است. در عصر مدرن، هم‌سو با تحولات مادی و فکری در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و تکنولوژیک، تمایز میان خصوصی و عمومی صورت‌بندی مفهومی دقیقی یافت و درباره آن بحث‌های مفصلی صورت گرفت. اکنون به نظر می‌رسد با تحولات تکنولوژیک صورت‌گرفته و رشد و گسترش رسانه‌های جدید و فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی، این مرزبندی‌ها بار دیگر با چالش‌هایی اساسی مواجه شده‌اند و مفاهیم حوزه خصوصی و حوزه عمومی نیازمند بازتعریف‌اند. در پرونده ویژه شماره اخیر ماهنامه مدیریت به این بازتعریف پرداخته‌ایم. در این پرونده مطالبی از کیوان الستی، علیرضا ثقه‌الاسلامی، شاهو صبار، مسعود زمانی، امیرحسن موسوی و محمد رهبری خواهید خواند.

مستندسازی در سازمان‌های ما که طبیعتاً متولی آن باید روابط‌عمومی هر سازمان باشد، هنوز آن‌چنان جدی گرفته نشده است. این عدم جدیت در مستندسازی منجر به وضعیتی می‌شود که گویی هرچیزی تنها دارای زمان حال است و نه پیشنه‌ای دارد و نه هویتی. در شماره ۱۳۹ صفحاتی را به مسئله مستندسازی در روابط‌عمومی اختصاص داده‌ایم. امیرعباس تقی‌پور در سرمقاله خود به همین موضوع اشاره کرده است و ده نکته در این‌باره بیان کرده است. امیر لعلی هم دستورالعمل‌هایی برای مستندسازی در روابط‌عمومی داده است، قربانعلی تنگ‌شیر، از این گفته‌که بدون مستندسازی در روابط عمومی چه خسرانی بزرگ متحمل خواهیم شد. همچنین در میزگردی با حضور اسماعیل قدیمی و حمیدرضا حسینی‌دانا وضعیت مستندسازی در ایران و جایگاه آن در روابط‌عمومی‌ها واکاوی شده است

حوزه عمومی مفهومی است که به‌طور گسترده در بسیاری از رشته‌ها، مانند علوم سیاسی، جامعه‌شناسی و علوم ارتباطات مورد مطالعه قرار گرفته است. مفهوم حوزه عمومی از زمانی که «یورگن هابرماس» برای نخستین بار آن را معرفی کرد، تغییرات زیادی را پشت‌سر گذاشته است. در پرونده‌ای در ماهنامه مدیریت ارتباطات این بررسی شده است که ظهور و فراگیری رسانه‌های تعاملی چه تأثیری به‌لحاظ مفهومی و عینی بر حوزه عمومی مدنظر هابرماس گذاشته است؟

از دیگر مطالب شماره جدید ماهنامه مدیریت ارتباطات می‌توان به این‌ موارد اشاره کرد؛ نیوشا طبیبی در ادامه سلسله یادداشت‌هایش درباره غذا به سراغ نان سنگک رفته است و درباره چیستی و تاریخ این قوت ایرانیان مطلب خواندنی‌ای نوشته است. حسین گنجی، در بررسی برند شخصی این‌بار سراغ کامبیز درمبخش رفته است که همین اواخر متاسفانه کرونا او را از ما گرفت. در بخش «آپارات» مریم بهریان، فیلم «شب به‌خیر موفق باشید» را بررسی کرده است. این‌فیلم درباره «ادوارد مورو»، روزنامه‌نگار (گوینده شبکه «سی‌بی‌اس») است که برخلاف اکثریت جامعه آن روز، شهامت نه گفتن و پرسشگری را داشته است. نازیلا علوی، پژوهشگر ارتباطات و رسانه در ادامه مباحثش درباره کودک و رسانه، به این پرداخته است که «مواجهه کودک با فضای مجازی و مواجهه والدین با کودکِ کاربر چگونه باشد؟»

همچنین، سعید معادی پژوهشگر ارتباطات، پژوهشی مفصل درباره تأثیر استفاده از ماسک بر ایجاد اختلال در ارتباطات میان‌فردی انجام داده است. ماهنامه مدیریت ارتباطات این پژوهش را خلاصه و در شماره ۱۳۹ منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...