«از نابهنگامی حیات تا سترون‌سازی خیال» نوشته محمدحسین دلال رحمانی از سوی انتشارات ققنوس منتشر شد.

ز نابهنگامی حیات تا سترون‌سازی خیال» نوشته محمدحسین دلال رحمانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ این کتاب مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در تاریخ ادبیات داستانی ایران است که به نسبت خیال و زندگی در یک دوره تاریخی می‌پردازد و آن را در ادبیات داستانی پسامشروطه تا لحظه اکنون پی می‌گیرد. نویسنده تلاش می‌کند تا از منظری تازه نسبت زندگی با متن ادبی را برجسته سازد و تلقی ادبیات داستانی و به تبع آن موقعیت‌های تاریخی‌ ـ اجتماعی حامی آن را درباره حیات انسانی به بحث بگذارد. به تکنیک‌ها، فرم‌ها و استراتژی‌های ادبی‌ای پرداخته می‌شود که عموماً در مطالعات جامعه‌شناسی ادبیات نادیده گرفته می‌شوند. او سطوحی از آگاهی و ناآگاهی موجود در متن ادبی را مورد توجه قرار می‌دهد که عمیقاً وامدار حیات اجتماعی است، با این حال، به جای تصور رابطه‌ای علی میان امر اجتماعی و ادبی یا فرض بازتاب زندگی اجتماعی در متن، اثر رخدادهای تاریخی و موقعیت‌های اجتماعی درون میدان ادبی به واسطه میانجی‌گری‌های موقت یا دائم جایگاه‌های یا اتفاق‌های تاریخی تبیین شده است.

در معرفی این کتاب آمده است: « در حوزۀه نظری، کتاب وامدار سنت جامعه‌شناسی ادبیات و متفکرانی چون لوکاچ، لوسین گلدمن، بوردیو، و نیز باومن است. شرح مختصر و روشن از نظریه‌های مهم این حوزه و نسبت آن با اندیشه فلسفی پیشین مخاطب علاقه‌مند به موضوع را با تصویری تازه از امکان‌های موجود در نقد جامعه‌شناختی آشنا می‌کند. در این راستا، نویسنده به نسبت میان فرم ادبی و امر اجتماعی توجه ویژه کرده تا امکان‌هایی تازه برای تحلیل موضوع خویش ایجاد کند.

نویسنده خصایص عقلانیت تراژیکی را شرح می‌دهد که متمایز از فهم حماسی عصر پیشامشروطه است. سپس ظهور چنین فهمی به موقعیت‌های اجتماعی خاصی نسبت داده می‌شود که صورتبندی‌های تازه‌ای از بیان ادبی را پدید می‌آورند. در این راستا قواعد تولید و ارزیابی تازه‌ای در میدان ادبی ظاهر می شود که لزوماً ادبی نیستند. این قواعد بی آنکه موضوع اندیشه باشند، منطق عملکرد یک دوره می گردند. ذیل چنین منطقی است که «نابهنگامی حیات»، به مثابه یک فرم اندیشگانی کلان، روایت سوژه از زندگی روزمره را مشروط می‌سازد. سوژه فردیت‌یافته در جهان جزئیات که با مانعی موقت در می‌آویزد و در نهایت ناکام می‌شود.

نویسنده معتقد است که منطق ادبیات داستانی عصر پهلوی در بسیاری از موارد همان الگوی ادبیات مشروطه است که یا تعمیق یافته یا به ضد خود بدل شده.

در جمع‌بندی پایانی، گریزی به منطق فهم عامیانه و عالمانۀ وضع موجود در ایران و شباهت آن با فرم‌های روایی رایج در ادبیات داستانی زده شده تا موقعیت پیشگویی‌کنندۀ ادبیات داستانی مورد توجه قرار گیرد. گویی رویکردهای نظری و هنری شکل‌های متفاوت بیان مواجهه‌های مشابه با امر واقع هستند به شکلی که لااقل در یک دورۀ تاریخی صورت‌بندی‌های ادبی به مراتب متقدم بر بیان نظری وضعیت بوده‌اند و در این معنا به صورتی پیشگویانه عمل کرده‌اند.»

کتاب «از نابهنگامی حیات تا سترون‌سازی خیال» در جستجوی مسیری تازه برای بازسازی پیوند زندگی با متن ادبی، به بحث درباره ادبیات عامه‌پسند، مقاومت و نیز ادبیات کودک می‌پردازد و منطق درونی آن‌ها و نسبت تاریخی‌شان با وضع موجود را روشن می‌کند و در گام نهایی برای تغییر شرایط پیشنهادهای اجمالی‌ای با مخاطب خود در میان می‌گذارد.

«از نابهنگامی حیات تا سترون‌سازی خیال»در 376 صفحهبا قیمت 250هزار تومان توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...