«قدرت دولت ها» [States and power] اثر ریچارد لاکمن [Richard Lachmann] منتشر شد.

قدرت دولت ها» [States and power] اثر ریچارد لاکمن [Richard Lachmann]

به گزارش کتاب نیوز، کتاب «قدرت دولت ها» اثر ریچارد لاکمن را انتشارات شیرازه با ترجمه وحید موسوی داور به چاپ رسانده است.

ریچارد لاكمن جامعه شناس و متخصص جامعه شناسی مقایسه ای تاریخی است، مهم ترین اثر او را می توان کتاب «سرمایه‌داران علی‌رغم خودشان» دانست که  جوایز متعددی را به خود اختصاص داده است؛ از جمله جایزه کتاب برجسته علمی جامعه شناس آمریکایی. 

ناشر در معرفی کتاب قدرت دولت های او آورده است:

دولت یک ادّعاست و همزمان، قدرتِ تحققِ این ادّعا. بخش نخست کتابِ حاضر، پس از مروری بر چگونگی عملکرد مراکز قدرت سیاسی پیش از برآمدن دولت‌ها، اوّل به نقد و بررسی نظریه‌های مارکس و وِبِر می‌پردازد و سپس نوبت به ارزیابیِ انتقادیِ سایر نظریه‌هایی می‌رسد که وجه مشترک همگی‌شان، تلاش برای پاسخ به چند پرسش مشترک است: اینکه چرا دولت‌ها تا پیش از قرن شانزدهم نتوانستند قدرتِ کافی برای اِعمال حاکمیت بر مردم و سرزمین‌هایی که بر آنها ادّعای حاکمیت داشتند گِرد آورند؟ و اینکه پس از آن، چگونه و به‌واسطهٔ اقدامات کدام گروه‌های مختلف اجتماعی بود که‌ دولت‌ها توانستند از عهدهٔ چنین کاری بر آیند؟ بر پایهٔ یافته‌های این بخش اوّل است که بخش دوّم کتاب، به بررسی تأثیر مهم‌ترین وقایع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی‌ جهانی بر قدرتِ دولت‌‌ها می‌پردازد: اینکه انقلاب‌ها، استعمارزدایی، جنگ‌ها، جهانی‌شدنِ اقتصاد، مداخلاتِ تام‌گرایانه در فرهنگ و اقتصاد و دستِ آخر مقرّرات‌زدایی‌هایی که تحت عنوان نئولیبرالیسم بر بخش مهمی از کشورها حاکم شدند، چه تبعاتی برای قدرتِ دولت و در نتیجه جایگاهِ آنها در پی داشته‌‌اند.

«قدرت دولت ها» اثر ریچارد لاکمن در 364 صفحه و با قیمت 65 هزارتومان در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...