این کتاب به کودکان، نوجوانان و جوانان می‌آموزد که چگونه درباره پیام‌های رسانه‌ای(به ویژه پیام‌های تصویری) به صورتی انتقادی بیاندیشند.

«سواد رسانه‌ای: روش‌هایی برای باسواد شدن در زمینه رسانه، آشنایی با قالب‌های مختلف رسانه‌ای، تفسیر پیام‌های منتشر شده در رسانه» [Media Literacy: Grade 5]  تالیف ملیسا هارت [Melissa Hart]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «سواد رسانه‌ای: روش‌هایی برای باسواد شدن در زمینه رسانه، آشنایی با قالب‌های مختلف رسانه‌ای، تفسیر پیام‌های منتشر شده در رسانه» [Media Literacy: Grade 5]  تالیف ملیسا هارت [Melissa Hart] به کودکان، نوجوانان و جوانان می‌آموزد که چگونه درباره پیام‌های رسانه‌ای(به ویژه پیام‌های تصویری) به صورتی انتقادی بیاندیشند. همه ما روزانه در معرض هزاران تصویر رسانه‌ای قرار می‌گیریم. این تصاویر به سرعت از جلوی چشمانمان رد می‌شوند و به ما فرصت تفکر نمی‌دهند. به نظر می‌رسد که جادوی تصاویر به نحوی طراحی شده که تفکر انتقادی ما را دور بزند. پیام‌های رسانه‌ای، با دقت و به گونه‌‌ای طراحی شده است که قابل درک باشد و احساسات ما از جمله (ترس و نا امنی) را تحریک می‌کند و عواطف، احساسات و قضاوت‌های ما را به چالش می‌کشد.

ظاهرا به نظر می‌رسد که تصاویر، نمایشگر حقیقتند. ما بدون پرسش، تحت تاثیر آن‌ها قرار می‌گیریم و فکر می‌کنیم که مطابق واقعیت هستند؛ رفتارهایمان را با توجه به تصاویر رسانه‌ای شکل می‌دهیم؛ گویی از دنیای اطراف جدا شده‌ایم. اکنون در برنامه‌های درسی مدارس، چگونگی ارزیابی و تحلیل این پیام‌ها به ما آموزش داده می‌شود بنابراین کمتر تحت تاثیر آن‌ها قرار می‌گیریم. ما در خرید محصولات، چگونگی دستیابی به توانایی و انگیزه‌هایی که در روز انتخابات بر اساس آن‌ها رای می‌دهیم، ناخودآگاه از رسانه متاثر می‌شویم. آموزش سواد رسانه‌ای به دانش اموزان کمک می‌کند در زندگی خود هوشمندانه رفتار کنند.

این کتاب با تمرین‌هایی سرگرم‌کننده و فانتزی قصد دارد نسل جدید دانش‌آموزان را در زمینه‌ی درک نقادانه تصاویر رسانه‌ای با سواد کند. به محض اینکه ابزار تحلیل به دانش آموزان داده شود تا درباره آنچه می‌بینند فکر کنند، در می‌یابند که به صورت شگفت انگیزی باهوش و توانمند هستند. دانش آموزان در رفتار خود چگونگی کاربرد مهارت‌های کسب شده جدید و بینش استفاده از آنها را نشان می‌دهند. مهارت‌هایی که در این کتاب ارائه می‌شود، سرگرم کننده نیز هست و به دیگر رشته‌ها از جمله ریاضیات، سیاست و روانشناسی نیز قابل تعمیم است. تفکر انتقادی درباره آمار رسانه‌ای به علم ریاضیات مرتبط می‌شود. درک نقش رسانه در ایجاد تشویش و اضطراب، اطلاعاتی را درباره علم روانشناسی و سیاست به ما می‌دهد. تحلیل داستان‌هایی که به نمایش در می‌آیند، درباره نوشته‌های روشن و واضح به ما آموزش می‌دهند. این فهرست همچنان ادامه دارد. مردم بیشتر از آموختن اینکه چگونه عاقلانه رفتار کنند و تصمیم بگیرند، رابطه‌ای سوال برانگیز و جدید با رسانه برقرار می‌کنند و می‌آموزند که چگونه زندگی خود را متحول کنند. آنها خود را متفاوت و مثبت می‌پندارند. خوانندگان به زودی در این کتاب می‌آموزند که مهارت سواد رسانه‌ای می‌تواند در تمام جنبه‌های زندگی به کار گرفته شود.

این کتاب با توضیحاتی عمومی درباره مفهوم سواد رسانه‌ای آغاز می‌شود: از جمله فرم‌های مختلف رسانه و اینکه چگونه مصرف کنندگان در معرض آنها قرار دارند. از سوی دیگر پیشینه تاریخی هر رسانه در ابتدای هر قسمت کتاب آمده است. این توضیحات به دانش آموزان اجازه می‌دهد که درک کنند که چگونه هر قسمت در طول زمان تغییر کرده یا به شکل جدیدی از فرم‌های رسانه‌ای تبدیل شده است.

در هرقسمت از این کتاب از دانش آموزان درباره تحلیل رسانه‌ایشان به شیوه‌های گوناگون سوال پرسیده می‌شود. همچنین در هر قسمت پیشنهاداتی به دانش آموزان ارائه می‌کند و به آنها فرصت می‌دهد تا مثال‌های ملموسی از رسانه مورد مطالعه بیان کنند. سپس از آنها خواسته می‌شود آنچه را برای ارائه دانش سواد رسانه‌ای به کار می‌رود تحلیل کنند. بخش نهایی کتاب هم به معلمان و دانش آموزان منابع بیشتری برای مطالعه سواد رسانه‌ای پیشنهاد می‌دهد.

کتاب «سواد رسانه‌ای: روش‌هایی برای باسواد شدن در زمینه رسانه، آشنایی با قالب‌های مختلف رسانه‌ای، تفسیر پیام‌های منتشر شده در رسانه» تالیف ملیسا هارت به ترجمه سیده فاطمه معین و مریم جعفریان با شمارگان 500 نسخه در 156 صفحه به بهای 160 هزار تومان از سوی انتشارات همشهری روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...