پنجمین چاپ کتاب «خاستگاه هرمنوتیک خود: سخنرانی‌ها در کالج دارتموت ۱۹۸۰» [About the Beginning of the Hermeneutics of the Self: Lectures at Dartmouth College, 1980 (L'origine de l'herméneutique de soi: conférences prononcées à Dartmouth College, 1980)]میشل فوکو و ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده توسط نشر نی منتشر شد.

خاستگاه هرمنوتیک خود: سخنرانی‌ها در کالج دارتموت ۱۹۸۰» [About the Beginning of the Hermeneutics of the Self: Lectures at Dartmouth College, 1980 (L'origine de l'herméneutique de soi: conférences prononcées à Dartmouth College, 1980)]میشل فوکو

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، پنجمین چاپ کتاب «خاستگاه هرمنوتیک خود: سخنرانی‌ها در کالج دارتموت ۱۹۸۰» با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه، ۱۹۲ صفحه و بهای ۵۶ هزار تومان منتشر شد. این کتاب برای نخستین بار در سال ۱۳۹۶ با شمارگان هزار و ۵۰۰ نسخه، ۱۹۲ صفحه و بهای ۱۶ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت. چاپ چهارم این کتاب سال ۱۳۹۹ با شمارگان ۵۵۰ نسخه و بهای ۳۲ هزار تومان منتشر شده بود.

کتاب «خاستگاه هرمنوتیک خود» متشکل از دو سخنرانی فوکو است که در سال ۱۹۸۰ ایراد شدند. فوکو در این سخنرانی‌ها با بررسی نقش دو تکنیک «اعتراف» و «آزمون خود» – ابتدا در مکاتب فلسفی باستان و سپس در مسیحیت – می‌کوشد طرحی از تبارشناسی سوژه مدرن ارائه دهد. او بحث خود را با آوردن مثالی در باب مسئله ارتباط سوژه و حقیقت در دوران مدرن آغاز می‌کند، یعنی توصیف رویکرد درمانی روان‌پزشکی فرانسوی به نام فرانسوا لوره.

لوره با استفاده از دوش آب سرد، بیمارانش را وادار می‌کرد تا به دیوانگی‌شان اعتراف کنند. به عبارت دیگر، در این رویکرد بیمار با گفتن حقیقتی درباره خود – با تصریح به اینکه دیوانه است – می‌توانست فرایند مداوا شدن را آغاز کند. فوکو با اشاره به مورد دکتر لوره، بر مفهومی بسیار مهم تأکید می‌کند: اعتراف، یا گفتن حقیقت درباره خود با صدای بلند، که در جوامع غربی شرطی برای رسیدن به رستگاری تلقی شده است.

در بخشی از کتاب آمده است:

«وقتی از هرمنوتیک خود صحبت می‌کنم، منظورم نوع بدی از علوم انسانی نیست که در تضاد با نوع خوب باشد. [بلکه] منظورم این است که پروژه‌ی هرمنوتیک خودْ چارچوب تاریخی همه‌ی علوم انسانی بوده است. مثلاً در فلسفه‌ی یونان چرا فلاسفه طی قرون متمادی به مردم که بسیار دل‌مشغولِ قواعد زندگی و شیوه‌ی زندگی‌کردن بودند می‌گفتند چگونه رفتار کنند و چرا هرگز تصور نمی‌کردند که مردم به چیزی نظیر علوم انسانی نیاز دارند؟ به اعتقاد من این تصور با مسیحیت آغاز شد، آن هنگام که نه‌تنها کتاب مقدس بلکه خود نیز به موضوعی برای تأویل بدل شد… مسئله‌ی ما اکنون این است که کشف کنیم این خود چیزی غیر از هم‌بسته‌ی تاریخیِ تکنولوژی‌های برساخته طی تاریخ‌مان نیست.»

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...