رمان «خاله‌بازی» نوشته بلقیس سلیمانی توسط انتشارات ققنوس به چاپ نهم رسید.

خاله‌بازی بلقیس سلیمانی به چاپ نهم رسید

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌رمان، اثری واقعگرا بر پایه خاطرات یک زن تحصیل‌کرده است که به تأثیر درونیات واقعی او بر زندگی اطرافیانش می‌پردازد و نویسنده درباره‌اش گفته است: «خاله‌بازی» اولین‌رمان من بود که به نشر ققنوس دادم. رمان در دهه ۷۰ نوشته شده منتها چاپ نشد. پس از آن که رمان «بازی آخر بانو» توسط این‌ناشر چاپ شد، «خاله‌بازی» هم سال ۱۳۸۷ به چاپ رسید.

رمان‌های «شب طاهره»، «آن مادران، این دختران»، «بازی آخربانو» و مجموعه داستان «پسری که مرا دوست داشت» و سرگذشتنامه «نام کوچک من بلقیس» دیگر کتاب‌هایی هستند که این‌ناشر از بلقیس سلیمانی چاپ کرده است.

سلیمانی در «خاله‌بازی» نسلی را بازخوانی می‌کند که جهان و بنیادهایش را دیگرگون می‌ساخت؛ نسلی که نقش‌های ازلی را ابدی نمی‌خواست.

داستان این‌رمان درباره دو دوست هم‌دانشگاهی قدیمی به نام‌های ناهید و حمیرا است که پس از سال‌ها به هم می‌رسند. ناهید از زندگی خود می‌گوید و مخاطب وارد خاطراتش می‌شود؛ خاطراتی از مردی به نام مسعود و زنی به نام سیما و گرداننده زندگی آن‌ها که ناهید است. این‌رمان، همان‌طور که از عنوانش بر می‌آید، بازی ناهید با هَوو، همسر و فرزندان همسر و در نهایت با خودش است که بی‌شباهت به خاله بازی نیست؛ اما روایتی که ناهید تعریف می‌کند نتیجه متفاوتی را در ذهن حمیرا ایجاد می‌کند که نشان می‌دهد ناهید آن‌چنان که می‌نماید، نیست.

این کتاب در چاپ نهم با قیمت ۲۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...