کتاب «قلعه متحرک» [Howl's moving castle] نوشته دایانا وین جونز[Diana Wynne Jones] با ترجمه شراره صدیق توسط انتشارات کتابسرای تندیس به چاپ هفتم رسید.

قلعه متحرک» [Howl's moving castle] دایانا وین جونز[Diana Wynne Jones]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، دایانا وین جونز نویسنده انگلیسی این‌کتاب، متولد سال ۱۹۳۴ در لندن و در گذشته به سال ۲۰۱۱ در بریستول است. او رمان‌نویس، منتقد و شاعر بود و به نوشتن رمان‌های فانتزی هم اشتغال داشت. رمان «قلعه متحرک» او برای اولین‌بار سال ۱۹۸۶ منتشر و منبع اقتباس انیمیشن «قلعه متحرک هاول» شد. دایانا وین جونز در سال ۱۹۹۰ دنباله‌ای برای این‌کتاب نوشت که با نام «قلعه‌ای در هوا» چاپ شد.

داستان «قلعه متحرک» درباره یک پازل جادویی است که در آن، هیچ‌کس و هیچ‌چیز، آن‌طور که دیده می‌شود نیست. شخصیت اصلی این‌قصه مرد جوانی به‌نام هاول است که جادوگری طلسمی به دنبالش فرستاده است. در پازل جادویی این‌قصه، سرنوشت‌ها به هم گره خورده و هویت آدم‌ها با یکدیگر عوض می‌شود. پایان‌بندی داستان هم نبرد هاول و جادوگر است که با این‌اتفاق، باید قطعات پازل داستان، به‌درستی کنار هم قرار بگیرند.

چاپ هفتم این‌کتاب با ۳۰۴ صفحه و قیمت ۵۲ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...