مهرداد رخشنده از انتشار کتاب «منِ او» [akunya dia] اثر رضا امیرخانی توسط انتشارات مؤسسه روشنفکر به زبان اندونزیایی خبر داد.

من او رضا امیرخانی  akunya dia

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، مهرداد رخشنده در این‌باره گفت: این اثر در ۶۴۸ صفحه و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه بر اساس طرح تاپ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و توسط انتشارات مؤسسه روشنفکر به زبان اندونزیایی روانه بازار نشر این کشور می‌شود.

او ادامه داد: این اولین کتاب ادبیات داستانی ایرانی است که به همت رایزنی فرهنگی ایران در اندونزی و توسط بستیان، استاد دانشگاه اندونزی به زبان اندونزیایی ترجمه شده و به چاپ رسیده است. با توجه به جذابیت و محتوای کتاب مامان ماهایانا، رییس مؤسسه روز شعر از معتبرترین مؤسسات ادبی اندونزی پیشگفتاری را بر این کتاب داده است.

رخشنده تأکید کرد: در بخشی از پیش‌گفتار این کتاب توسط من نیز آمده است: «منِ او» اثر رضا امیرخانی، به دلیل مضمون به‌کاررفته در آن، نمونه‌ای از یک رُمان اصیل ایرانی است که موضوعات عرفانی را وارد قالبی مانند رمان کرده است. آمیختن میان عرفان و فرهنگ مردمی و وارد کردن آن در قالب رمان خود یک کار جدید است؛ این تلفیق در میان شخصیت‌های رمان نیز دیده می‌شود؛ شخصیت‌هایی که هم بعد مادی دارند و هم بعد معنوی. به نظرم این کتاب می‌تواند معرف خوبی برای زندگی ناب ایرانی با توجه به عرفان ایرانی‌ای که در آن به کار رفته باشد.

رایزن فرهنگی ایران در اندونزی اظهار کرد: این رُمان معجونی از نمادهاست. علی، نماد استقامت و تقوا. کریم، نماد تحول. مهتاب، نماد زیبایی. مریم، نماد آشفتگی ظاهر و پیچیدگی باطن. درویش مصطفی، نماد مسلّم دین. باب جون نیز می‌تواند نماد انسانی میانه‌رو باشد. اسکندر هم نماد اخلاص است که در خدمت باب جون جلوه می‌کند.

او همچنین گفت: از بارزترین ویژگی‌های زبانی نویسنده یک‌دستی متن است که در یک کار طولانی، یک نقطه قوت به حساب می‌آید. او از تکنیک‌های پیچیده زبانی چندان استفاده نکرده و صمیمیت با مخاطب را خوب رعایت کرده و باعث شده است که هر خواننده‌ای را از طیف‌های مختلف اجتماعی، مذهبی و حتی ادبی و حتی دارندگان شخصیت‌های مختلف را به نوعی تحت تاثیر قرار دهد.

رخشنده یادآور شد: بسیار خرسندم که این کتاب در هفتادمین سالگرد روابط دو کشور بزرگ اسلامی و تأثیرگذار در مناطق خود به چاپ می‌رسد و در اختیار علاقه‌مندان به حوزه ادبیات داستانی قرار می‌گیرد و امیدوارم که شاهد توسعه و تقویت روابط دو کشور باشیم.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...