داستان بلند «روزگار عمار» نوشته مجید ملامحمدی توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و راهی بازار نشر شد.

روزگار عمار مجید ملامحمدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب با هدف معرفی الگوهای عملی یاران ائمه اطهار (ع) برای نوجوانان و جوانان به چاپ رسیده و انتشارش در راستای سیاست‌های انتشارات کتاب جمکران برای معرفی یاران و اصحاب ائمه به‌عنوان الگوهای ملموس دینی انجام شده است.

عمار یاسر، صحابه پیامبر اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) بوده که در زمان زندگی‌اش در دوران پیامبر (ص) به‌عنوان یکی از شاخص‌های شناخت حق از باطل معرفی شد. کتاب مربوط به عمار یاسر، پس از کتاب‌های «باغ طوطی»، «ماموریت در قصر» و «شبیه مریم» منتشر شده و قصه فراز و نشیب‌های زندگی این شخصیت برجسته تاریخ اسلام را شامل می‌شود.

مجید ملامحمدی نویسنده کودک و نوجوان در کتاب «روزگار عمار» علاوه بر روایت اتفاقات و حوادث زندگی عمار، شخصیت‌های سیاه و سفید معاصر او را هم تصویر کرده است. در این‌داستان، شخصیت عمار در بیان شخصیت‌های دیگر معرفی می‌شود. کتاب مورد نظر با تصویرگری محمد صادق (شایگان) همراه شده است.

این‌کتاب با ۱۴۴ صفحه به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...