به گزارش ایبنا، کتاب «هنر خودشناسی» چهارمین مجلد از مجموعه هنرهای معروف شوپنهاور است. این کتاب در میان آثار شوپنهاور جایگاه ویژه‌ای دارد و هم از دیدگاه موضوع و درونمایه و سبک نگارش، دفتری یگانه و منحصر به فرد است، هم به خاطر ماجراهای شگفتی که در پس‌زمینه تدوین آن قرار دارد. تدوین این اثر به اهتمام شوپنهاورشناسان آن هم سال‌ها پس از مرگ فیلسوف خود ماجرایی است.

به کوتاه سخن آنکه فیلسوف آلمانی قصد داشت کتابی خاص  و خودمانی درباره خودش بنویسد و در آن هم به سبک زندگی خودش بپردازد هم به سیر تحولش در اشاره به تجربه‌های شخصی خود از مراوده با آدمیان، با جامعه زمانه خود و با آثار بزرگانی که پیش‌تر از وی در باب معرفت نفس آثاری نگاسته بودند و از هوراس و سنکا و جوردانو بروتو گرفته تا لاروشفوکو بالتاسار گراسیان، گوته و دیگران.

شوپنهاور در این اثر، ضمن اشاره دقیق به تجربه‌های شخصی خود در زمینه‌های گوناگون، کتاب را با ضمیر اول شخص مفرد می‌نویسد و می‌کوشد در روند شکل‌گیری آن، به گونه‌ای خودشناسی ویژه برسد. فیلسوف شهیر آلمانی با رک‌گویی همیشگی و به دور از پرده‌پوشی بیشتر جاها از تجربه‌های خود و تحلیلش از وقایع و افکار می‌نویسد و هرجا درمی‌یابد همان معنا در آثار دیگران پیشتر به باریک‌بینی و ایجاز بیان شده، دقیقا خود آن نقل قول را به زبان اصلی می‌آورد. 

گزین‌گویه‌ها و گفتاوردهای این کتاب از زبان‌های لاتین، یونانی، فرانسوی، ایتالیایی، اسپانیایی، انگلیسی و ... بیشتر به زبان اصلی آمده و بعدها شوپنهاورشناسان و مصححان برخی از آن‌ها را ترجمه کرده‌اند و داخل گیومه آورده‌اند. برخی اصطلاحات لاتینی هم ترجمه نشده که عبدالهی آن‌ها را هم به فارسی برگردانده و در موارد لزوم عین اصطلاح را نیز در پانوشت آورده یا توضیح داده است.

خود شوپنهاور نیز می‌دانسته که هنر خودشناسی به احتمال بسیار، پس از مرگش منتشر خواهد شد یا حتی می‌خواسته چنین شود و از این رو در تدوین آن شتاب به خرج نداده و در طول زندگی مدام سطرها و برگ‌هایی بر آن می‌افزوده اما پیوسته و در تمام مراحل تدوین آن را به جز از چند دوست بسیار صمیمی و آن هم فقط با ذکر نیت خود از نگارش آن نه خواندنش از دید دیگران پنهان می‌داشته است. از این رو کتاب در میان شوپنهاورشناسان به کتاب پنهان یا دفتر رازآلود معروف است. 

فرانکو وولپی شوپنهاورشناس و گردآورنده مجموعه کتاب‌های «هنر رفتار با زنان»، «هنر خوشبختی»، «هنز رنجاندن» و ... در مقدمه‌اش بر کتاب نیز تاکید می‌کند: «شناخت شوپنهاور از افلاطون تا کانت، انس و الفتش با منابع کلاسیک عهد باستان، مشخصا با مولفان «مراقبت از خویش» نظیر سنکا، اپیکتت و مارک اورل، پژوهش‌های هر روزه‌اش در امور اخلاقی و اخلاقیت دوران نو از مونتنی گرفته تا بالتازار گراسیان، وی را به این موضوع نزدیک و مانوس کرد. به خوبی آشکار است که وی خود را به این محدود نمی‌کند که به خودشناسی همچون موضوعی انتزاعی، نگرشی نظری بیندازد، بلکه این را به مثابه اصل حکمت عملی زندگی جدی می‌گیرد و در عمل به آن می‌پردازد.» 

درواقع شوپنهاور به مرور زمان، در همانندی با خودنگری‌های مارک اورول، که عبارت یونانی‌اش می‌شود «تا اس هیتون» تاملات، مکاشفات و پاره‌فکرهای «معطوف به خود» را تحت عنوان «ائیس هیتون» یا «خودشناسی» جمع‌آوری کرد و این نام را برایش برگزید. بعدها از میان همین‌ها، یک «کتابچه نهان رازآمیز» شخصی سامان داد که پس از مرگ وی گم شد که اینجا و در این کتاب با ساختاری احتمالا مشابه بازسازی شده است. 

خلاصه آنکه در این کتابچه می‌توان اصول بنیادین فلسفه زندگی شوپنهاور را بازشناخت، اصولی چون خودبسندگی، خودنگری، خویشتن‌دوستی، تنهایی، اشرافیت هوش، مردم‌گریزی سلیم، امساک و خودداری در مراوده با جنس مخالف و سایر معانی دیگر. بنیاد تمام این اصول همانا باور خدشه‌ناپذیر و مانای وی به این نکته است که جهان ما گونه‌ای جهان بدبینانه است و در انواع تردیدها و ناامنی‌های فراروی زندگی، همیشه بهتر و اولاتر آن است که برون‌شدگی از شوم‌ترین وقایع و امور بیابیم تا اینکه دل به فریب سراب خوش‌ جلوه جهانی خوشبینانه بدهیم.

کتاب «هنر خودشناسی» با ترجمه علی عبداللهی در ۹۶ صفحه و شمارگان ۱۲۰۰ نسخه و به قیمت ۱۷۸۰۰ تومان از سوی نشر مرکز منتشر شده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...