کتاب «آرایش های نوپدید (پژوهش فقهی در طهارت‌های سه گانه)» اثر اکرم تفتی در مؤسسه آموزش عالی حوزوی معصومیه (خواهران) تهیه و به همت موسسه بوستان کتاب در ۱۷۶ صفحه منتشر شد.

آرایش های نوپدید (پژوهش فقهی در طهارت‌های سه گانه) اکرم تفتی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، امروز محصولاتی عرضه می‌شود که استفاده از آنها برای انسان متعهد به دستورهای دینی می‌تواند مانع کسب طهارت و پاکیزگی به حساب آید. از جمله این موانع، ظهور و بروز آرایش‌های نوپدید در جهان پیچیده و صنعتی امروز است.

آرایش هایی که به علت جذابیت‌های بصری، توانسته بخشی از زنان جامعه مسلمان را به خود جذب کند و این پرسش را مطرح نمایید که آیا استفاده از چنین زینت‌هایش را نماند صحت طهارت‌های سه گانه (وضو، غسل و تیمم) است؟

اثر پیشرو از همین منظر به «بررسی مانعیت یا عدم مانعیت آرایش‌های نوپدید در طهارت ثلاث» پرداخته و با شمردن و با برشمردن برخی آرایش‌های جدید همچون کاشت ناخن، مژه و موی مصنوعی، و با تکیه بر اندیشه‌های فقهی و اصولی علمای امامیه، مانعیت یا عدم مالکیت آنها را در صحت طهارت‌های سه گانه بررسی کرده است.

ساختار اثر

این اثر در سه فصل و هفت گفتار تألیف شده است؛ در ابتدای فصل اول به مفهوم شناسی پرداخته شده و در ادامه مقدار واجب شستن اعضا و شرایط صحت وضو و غسل تبیین گردیده است.

نویسنده در دومین فصل از این اثر که با عنوان «موضوع شناسی آرایش های نوپدید» تألیف شده، در سه گفتار «ناخن مصنوعی»، «مو، مژه و ابروی مصنوعی»، «تاتو و هاشور ابرو» را مورد بحث و بررسی قرار داده است؛ برخی از اهم مباحث این فصل می توان به انواع روش کاشت ناخون، مانیکور، گزارش مکتوب از مشاهدات عینی کاشت ناخن، کاشت یا پیوند مو و روش‌ها و مراحل مختلف آن، کاشف موقت مژه یا همان اکستنشن مژه یا مژه مصنوعی و انواع و مراحل آن، میکروپیگمنتیشن ابرو و تفاوت آن با تاتو اشاره کرد.

«طهارت در آرایش‌های نوپدید از منظر فقه اهل بیت(ع)» عنوان سومین فصل از این اثر است که در قالب دو گفتار به «حکم فقهی استفاده از آرایش‌های نوپدید در حال اختیار» و «حکم فقهی وضو و غسل جبیره ای با وجود مانع اختیاری» پرداخته شده است.

برشی از اثر

فقها به استناد آیات و روایات اتفاق نظر دارند که شرط صحت وضو و غسل نبودن مانع در اعضای آنهاست و از طرفی بسیاری آرایش‌های جدید جرمیت دارند و مخل شرط صحت وضو و غسل‌اند. از دیدگاه علم اصول، مقدمه واجب، واجب است و مکلف در مورد برخی مقدمات مسئولیت دارد و اگر ترک مقدمه، موجب ترک واجب در زمان وجوب گردد، حتی قبل از وقت وجوب، مکلف می تواند خود را در اضطرار قرار دهد.

در صورت وجود مانع اختیاری، وضو و غسل جبیره کافی نخواهد بود زیرا جبیره در مواردی است که مکلف، معذور از تکلیف اختیاری است. از این رو با وجود مانع اختیاری، حصول طهارت ممکن نیست، بلکه رفع مانع واجب است در صورتی که در شرایط خاص به دلایلی مانع برداشتنی نباشد، اضطرار به سوء اختیار است که منافی خطاب می‌باشد اما منافی عقاب نخواهد بود.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...