انتشارات سرایی مجموعه 5 جلدی «نقد الهیات سیاسی» به قلم محمد قوچانی سردبیر مجله‌ی آگاهی نو را در دست انتشار دارد. جلد نخست آن تحت عنوان «تراژدی پروتستانتیسم اسلامی» اکنون چاپ و منتشر شده و به تازگی جلد دوم هم با نام «پارادوکس مارکسیسم اسلامی» به بازار آمده است.

محمد قوچانی تراژدی پروتستانتیسم اسلامی»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «تراژدی پروتستانتیسم اسلامی» پژوهشی انتقادی در اندیشه سیاسی نهضت اصلاح دینی در ایران است. انتشار این مجموعه از سوی نشر سرایی تلاشی است برای رشد اندیشه سیاسی در ایران و نگاه به تحولات فکری و سیاسی، فراتر از فضای گاه سطحی و شتابزده مجازی.

مجموعه نقد الهیات سیاسی بررسی همه موضوعاتی است که در۵۰ سال اخیر در حوزه کتابخانه‌ای اندیشه سیاسی به وجود آمده است. روش شناسی این مجموعه نیز کتابخانه‌ای و انتقادی است. چهار جلد بعدی در ماه‌های آینده به ترتیب منتشر می‌شوند.

جلد دوم این مجموعه با نام «پارادوکس مارکسیسم اسلامی» پژوهشی انتقادی در کارنامه جنبش چپ اسلامی در ایران است که آن هم به تازگی روانه بازار نشر شده است. جلد سوم با نام «ظهور لویاتان اسلامی» به تکوین نظریه دولت مدرن در فقه سیاسی شیعه از منظر تاریخی می‌پردازد.

در جلد چهارم محمد قوچانی سراغ موضوع موانع تأسیس اندیشه‌ سیاسی آزادیخواهی در ایران رفته و «مصائب لیبرالیسم اسلامی» را نوشته است. در جلد پنجم نقد الهیات سیاسی با پژوهشی راهبردی در تأسیس اندیشه سیاسی راست مدرن در ایران روبه رو هستیم.

جلد پنجم با عنوان «بحران بورژوازی اسلامی» پایان بخش مجموعه‌ای است که سردبیر آگاهی نو با نگاه به الهیات و سیاست در ایران معاصر نوشته است. علاوه بر این مجموعه، قوچانی مجموعه «نقد روشنفکری سیاسی» را هم آماده‌ی چاپ دارد.

او در این مجموعه نگاهی انتقادی و راهبردی دارد به مسئله روشنفکری سیاسی در ایران و بحران‌هایی که با ظهور چهره‌هایی همچون علی شریعتی در ایران شکل گرفت را واکاوی می‌کند. جلد اول این مجموعه با عنوان «جرات محافظه کاری داشته باش» از زوال روشنفکری رادیکال و ظهور روشنفکری لیبرال می‌گوید.

................ هر روز با کتاب ...............

عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...
در نیمه‌های دوره قاجار اقتصاد کشور با اقتصاد جهانی پیوند یافت و بخش کشاورزی و جامعه روستایی با توجه به این شرایط در معرض تغییر قرار گرفت... تا پیش از اصلاحات ارضی شکل غالب کار در کشور نه کار مزدی که کار رعیتی بود... هیچ برنامه ملی برای ثبت بیکاری و برقراری بیمه‌های بیکاری وجود ندارد... سیاست‌های دولت برای اسکان مهاجران بیکار با شکست مواجه شده... گفتارهای همدلانه انقلابیون موجب شد این گروه‌ها با انقلابیون همراه شوند ...