چاپ نخست کتاب «محمدبن علی(ع) امام جواد» تالیف دکتر مرضیه محمدزاده از سوی انتشارات دلیل‌ما منتشر و روانه بازار نشر شد. کتاب حاضر، شرح حال مفصلی از زندگانی حضرت جواد الائمه(ع) را ثبت کرده است.

به گزارش ایبنا، این اثر با بهره‌گیری از کتاب‌های تاریخ سیره، ابتدا شرحی کوتاه از زمانه پیامبر(ص) تا امام رضا(علیهم‌السلام) را بیان و سپس شرحی مفصل از زندگی امام جواد(ع) از طفولیت تا شهادت را ارایه می‌کند.

کتاب حاضر در دو فصل و 14 بخش، شرح مفصلی از زندگانی حضرت جوادالائمه(ع) را فراهم آورده است. زندگانی تاریخی امام جواد(ع) و زندگانی معرفتی امام جواد(ع) عناوین فصل‌های این اثرند.

بر اساس مطالب کتاب، «ویژگی‌های عصر امام رضا(ع) در تاریخ علمی شیعه که امامان معصوم بنیان‌گذار و آغازگر آن بودند، درخشش عقلانیت اسلامی در آموزه‌های شیعی است. ملاحظات و تاملات تاریخی برای شناخت ابعاد شخصیت فکری امام رضا(ع) و نقشی که ایشان در تعدیل افکار و نظریات و نیز کاهش تنش‌های فکری و صیانت از عقلانیت اسلامی و تحکیم مبانی عقیدتی، کلامی و حفظ دستاوردهای اصیل دینی داشتند، با توجه به عصر آن حضرت، به عمق و اهمیت مباحث و مناظرات و موضع‌گیری‌های ایشان می‌توان پی‌برد که حرکت امام رضا(ع) در راستای حرکت امامان قبل از خود بوده است.
از ویژگی عصر امام رضا(ع) گسترش و رواج مباحثات میان ادیان و مذاهب است. موضوع مناظره در زندگی صادقین(ع) نیز وجود داشته است اما اوج این حرکت را می‌توانیم در زندگی علمی، سیاسی و اجتماعی امام رضا(ع) شاهد باشیم.
ایشان  همچون نیاکان وارسته‌ شان از مقام علمی والایی برخوردار بودند، تا آن جا که ایشان را عالم آل محمد(ص) لقب داده‌اند و این به جهت مناظرات و مباحثات علمی و اعتقادی آن حضرت بود که از چنان اهمیت و امتیازی برخوردار بود که عالم خاندان رسالت شناخته شود.

چاپ نخست کتاب «محمدبن علی(ع) امام جواد» با شمارگان 3000 نسخه، 414 صفحه و بهای 75000 ریال راهی بازار نشر شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...