کتاب «مثل خواب دم‌صبح» شامل خاطرات رزمنده جانباز «مصطفی نجفی» روانه بازار کتاب شد.

به گزارش مهر، کتاب «مثل خواب دم صبح» خاطرات رزمنده جانباز «مصطفی نجفی» در قالب داستانی است که با مساعدت واحد فرهنگ و مطالعات پایداری قزوین به سرانجام رسیده است.

رزمنده جانباز مصطفی نجفی در بهار سال ۱۳۳۳ در شیرازک – روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تاکستان – به دنیا آمد و هم‌اکنون نیز در شهر قزوین روزگار می‌گذراند. وی در طی عملیات کربلای ۴، در کنار گمرک خرمشهر مجروح شد و در حین انتقال به بیمارستان علائم حیاتی خود را از دست داد. پرسنل بیمارستان او را به مدت ۸ ساعت در سردخانه قراردادند و در این مدت، راوی تجربه یک رؤیای صادقانه داشت که همین مسئله مبنای تولید این اثر شد.

ویژگی این اثر، محدود نماندن در اصل روایت راوی و عبور از خاطره محوری است. از جمله پیامد این عملکرد، افزودن دیالوگ‌های اضافه و کاربرد ارکان و عناصر داستانی مانند تخیل است که باهدف پیوستگی و انسجام‌بخشی به متن صورت گرفته است. درنتیجه به قصد پنهان داشتن حفره‌ها و بخش‌های فراموش‌شده در بدنۀ روایت، میان روایت ادبی و وقایع تاریخی و مستندات امور واقعی نسبت زیبا شناسانه برقرار گردیده تا باعث جذب مخاطب گردد.

سوره مهر این کتاب را در ۱۶۸ صفحه با قیمت ۲۵ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

اگر جنگ برای مردم خاصه مردمِ رشت -که داستان در آنجا روایت می‌شود- فقر و بدبختی و قحط‌سالی به بار آورده است، اما این دو برادر سرشار از نعمت‌اند... احمدگل با رفتنش به دیدار ارباب دختر خودش را هم قربانی می‌دهد... کوته‌بینی و خودرأیی میرزا کوچک خان مانع این می‌شود که جنبش جنگل به انقلاب منجر شود... وارثان بی‌ثباتی‌های سیاسی و جنبش‌های ناکام بیش از هرکس فقرا هستند... داستان پُر از سبک زندگی است؛ سبک زندگی اواخر قرن گذشته ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...