کتاب «تاریخ خیال: قهرمانان و شگفتی‌ها در اروپای قرون وسطا» [Heroes and Marvels of the Middle Ages یا Héros & merveilles du Moyen Âge] اثر ژاک لوگوف [Jacques Le Goff] با ترجمه آندیا عبائی و مریم عباس‌بیگی، توسط نشر روزنه منتشر شد.

تاریخ خیال: قهرمانان و شگفتی‌ها در اروپای قرون وسطا» [Heroes and Marvels of the Middle Ages یا Héros & merveilles du Moyen Âge] اثر ژاک لوگوف [Jacques Le Goff

به گزارش کتاب نیوز، ژاک لوگوف (۱۹۲۴-۲۰۱۴) از مهمترین تاریخ‌دانان قرون وسطا است. ناشر در معرفی این اثر تاریخی اینگونه آورده است:

 این اثرِ مانا، فرهنگی است به نثر و به نقش از قهرمانان و شگفتی‌های این عصرِ “تاریکِ” کمتر شناخته شده که هنوز که هنوز است پیشداوری‌ها، بدگمانی‌ها و نظرات منفی و مخالف بسیاری را برمی‌انگیزد.
لوگوف مقصود خویش از نگارش کتاب حاضر را اینگونه بیان کرده است: “نخست خواستم بر اهمّیت خیال در طول تاریخ تأکید کنم. سپس نشان دهم که قرون وسطا قهرمانان و شگفتی‌هایی خلق کرده که می‌توانند تا مدت‌های دراز موجب خیالپردازی شوند، و واقعیات اجتماعی و مادی عصر خویش را متعالی سازند.”
پس از نوزایِی رومانتیسم، به یمن دو اختراع عمدهی قرن بیستم یعنی سینما و تصاویرِ داستانی، شاهد نوزاییِ سومِ خیال قرون وسطایی خواهیم بود و اگر تاریخی با موج‌های بزرگ انقلاب‌های متن و تصویر عمیقاً جاودانه و احیا شده باشد، به‌طور حتم، آن تاریخِ خیال است.

« تاریخ خیال» نوشته ژاک لوگوف در 242 صفحه و با قیمت 45 هزار و پانصد تومان توسط نشر روزنه منتشر شده و در کتابفروشی ها در دسترس علاقمندان به آثار تاریخی است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...