مراسم رونمایی از کتاب «مینوچهر» زندگی‌نامه منوچهر دوایی (جراح دوران دفاع مقدس) تحت تأثیر خبر درگذشت او، به شکلی احساسی برگزار شد.

مینوچهر زندگی‌نامه منوچهر دوایی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، مراسم رونمایی از کتاب زندگی‌نامه منوچهر دوایی به‌عنوان نخبه معاصر ایران در بنیاد ملی نخبگان، امروز چهارشنبه، پنجم مردادماه در حال برگزاری بود که رسانه‌ها از درگذشت این جراح دوران دفاع مقدس خبر دادند. این مراسم که با حضور همسر، دختر و داماد او همراه بود، در فضایی احساسی و همراه با گریستن‌های پیاپی برگزار شد.

قرار بود این مراسم با حضور منوچهر دوایی به عنوانی یکی از سخنرانان برگزار شود، که به دلیل بستری بودن او در بیمارستان، بدون حضور خودش در حال برگزاری بود.

در این مراسم حمید نادران طحان - رییس بنیاد نخبگان استان تهران - گفت: «در دوران دفاع مقدس حماسه‌های بسیار زیادی شکل گرفته که بخشی از آن در پشت جبهه توسط افراد بی‌ادعا در سخت‌ترین شرایط بوده است که یکی از آنها دکتر دوایی است. ثبت نگارش روایت زندگی این نخبگان معاصر بسیار مهم است و به همین خاطر نگارش و انتشار کتاب مینوچهر کار بسیار اززشمندی است.»

همچنین محمدرضا سنگری - رییس اندیشکده ادبیات پایداری حوزه هنری - گفت: «نخبگان معاصر الگوی مناسبی برای نسل امروز و آینده هستند و چنین رویدادهایی قدرشناسی مناسب از زحمات آنهاست. نخبگان فهمیده‌اند که توانایی بزرگ‌شدن دارند و به شناخت روشن از خود رسیده‌اند و البته فهمیده‌اند که شرط بزرگ‌شدن تحمل رنج‌های بزرگ است؛ نخبگان می‌دانند مسیر رشد نخبگی ساده و هموار نیست. همچنین آنها به دوردست‌ها نگاه می‌کنند و حواشی را رها کرده‌اند. نخبگان خطرپذیزند و برای آنها هیچ‌وقت بن‌بست نیست.»

نویسنده کتاب، جواد کامور بخشایش، نیز گفت: «در درمان مجروحانی که بلافاصله از منطقه جنگی به اهواز اعزام می‌شدند، دکتر دوایی واقعا ایثار کرده‌اند. در این عرصه یکی از دستاوردهای علمی او بحث تریاژ در بیمارستان‌هاست. او مرد روزهای سخت بود و یک نخبه علمی با قابلیت معرفی به تمام دنیاست. افتادگی دکتر دوایی، بعد معنوی و بعد عرفانی او با تمام دانشش درس‌آموز است. من تحت تاثیر شخصیت او اسم کتاب را مینوچهر (چهره بهشتی) انتخاب کرده‌ام.»

الهام یاوری، رییس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان، هم در این مراسم گفت: «قهرمانانی مثل دکتر دوایی الگوهای نسل آینده هستند؛ نفس حضور آنها افتخارآفرین است. ما باید بررسی کنیم که آنها چطور موانع را کنار زده و به قله‌ها رسیده‌اند. اینجاست که اهمیت هنر بیشتر از قبل خودش را نشان می‌دهد و به نسل‌های بعدی و دانش‌آموزان و استعدادهای درخشان هدیه می‌دهد. کتاب مینوچهر این مسئولیت را به خوبی انجام می‌دهد. تلاش بنیاد ملی نخبگان قابل در این مسیر تقدیر است.»

در ادامه محسن شاهرضایی، مدیرکل دفتر الگوسازی و تکریم نخبگان بنیاد ملی نخبگان، گفت: «امیدواریم چنین رویدادها و برنامه‌هایی بیشتر از گذشته اتفاقات بیفتد. از اصحاب رسانه هم خواهش می‌کنم برای پوشش و فرهنگ‌سازی این موارد همت بیشتری به خرج دهند. این حرکت نیازمند تدوام است و ما برای نوشتن زندگی نخبگان باید بر پایه علم و استمرار حرکت کنیم. این سومین کتاب زندگی‌نامه نخبگان است که به همت بنیاد ملی نخبگان منتشر شده است.»

منوچهر دوایی (متولد ۱۳۱۵ تهران) پزشک، جراح و عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی ایران بود. وی از اساتید دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و متخصص جراحی اطفال، جراحی سرطان و جراحی دستگاه گوارش بود. دوایی یکی از اعضای تیم پزشکی امام خمینی(ره) و کسی بود که شهید چمران را بدون بیهوشی عمل کرده بود. وی نخستین رییس دانشگاه شهید چمران اهواز بعد از انقلاب، جراح جنگ و همچنین مؤلف و مترجم چندین کتاب پزشکی بود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...