کتاب «کاریزمای خطرناک: روانشناسی سیاسی دونالد ترامپ و طرفدارانش» [Dangerous Charisma] نوشته جرالد پست [Jerrold M. Post] (با همکاری استفانی دوسِت) با ترجمه ناصر فرشادمهر و فرناز بادپر توسط نشر تاریخ ایران منتشر شد.

کاریزمای خطرناک: روانشناسی سیاسی دونالد ترامپ و طرفدارانش» [Dangerous Charisma] جرالد پست [Jerrold M. Post]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این کتاب در سال 2019 منتشر شده است.

کتاب شامل دو بخش است: «رهبر کاریزما» و «روانشناسی سیاسی پیروان ترامپ». بخش اول شامل ۶ فصل به ترتیب با این عناوین است: «خودشیفتگان اصلی»، «خاستگاه کارآفرینی»، «در جست‌وجوی کانون توجه»، «روابط یک خودشیفته»، «پادشان دونالد» و «شخصیت سیاسی».

بخش دوم کتاب نیز شامل چهار فصل به ترتیب با این عناوین است: «روابط کاریزماتیک رهبر و پیروان»، «تی پارتی»، «یک حزب جمهوری خواه مجزا» و «طبقه کارگر و مناطق روستایی».

جرالد پست (1934- ) متخصص رفتارشناسی سیاسی است. پیشتر کتاب مهم او با عنوان «رهبران و پیروانشان در جهانی خطرناک» نیز به فارسی منتشر شده است.

نشر تاریخ ایران کتاب «کاریزمای خطرناک» را با شمارگان هزار نسخه در ۳۵۲ صفحه و به بهای ۱۵۰ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...