نشر کرگدن کتاب «درآمدی تاریخی به نظریه تکامل» [The Theory of Evolution] اثر جان اسکاتنی [John Scotney] را با ترجمه محمدرضا توکلی صابری منتشر کرد.

درآمدی تاریخی به نظریه تکامل» [The Theory of Evolution] اثر جان اسکاتنی [John Scotney]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، درک ما از نحوه پیدایش حیات و سیر تحول موجودات زنده بیش از هر چیز تحت تأثیر دو نظریه علمی است: تکامل از راه انتخاب طبیعی و ژنتیک. وقتی طبیعت‌شناس انگلیسی، چارلز داروین، در سال ۱۸۵۹ برای نخستین‌بار اندیشه‌های خود را در کتاب منشأ گونه‌ها مطرح کرد، با مقاومت‌های فراوانی هم در جامعه علمی و هم میان عموم مردم روبه‌رو شد. چند سال بعد، وقتی راهبی ناشناس، گرگور مِندل، نتایج آزمایش‌های خود را منتشر کرد نیز جهان علم اهمیت یافته‌های او را در تأسیس آنچه بعدتر علم ژنتیک نامیده شد، درنیافت.

جان اسکاتنی در کتاب «درآمدی تاریخی به نظریه تکامل» آنچه را این دو مرد بزرگ کشف کردند توضیح می‌دهد. او داستان پیشرفت‌های شگفت‌انگیز در این حوزه را، که در نهایت به گشودن راز ژنوم انسان ختم شد، گام‌به‌گام پی می‌گیرد. در این داستان شاهدیم که چگونه بشر کار را با این تصور که فسیل دایناسورها مربوط به استخوان غول‌های افسانه‌ای است آغاز کرد با تکمیل تدریجی شواهد، توانست رشته حیات را از میکروارگانیسم‌های تک‌سلولی به نخستی‌هایی مانند خودش دنبال کند. کالبدشناسی، طبقه‌بندی، شیمی، زمین‌شناسی، باستان‌شناسی و جنین‌شناسی همگی در تکمیل این داستان شگفت‌انگیز نقش داشته‌اند.

«درآمدی تاریخی به نظریه تکامل» برای همه خوانندگانی که درباره جهانی که در آن زندگی می‌کنیم کنجکاوند جذاب خواهد بود، به آنان نشان می‌دهد نظریه تکامل چگونه درک ما را از خود و جایگاهمان در جهان تغییر داده است. نظريه تكامل از طريق انتخاب طبيعى و دانش ژنتيك دو كليد اصلى از فهم ما از چگونگى پيدايش حيات بر روى زمين است. با اين حال هنگامى كه چارلز داروين در سال ١٨۵٩ كتاب منشاء گونه‌ها را نوشت جهان از فكر تغييرپذيرى جانداران بدون دخالت الهى وحشت‌زده شد.

دليلش اين بود كه فكر مى‌كردند اين نظريه با اعتقاد به وجود خداوند يا آموزش‌هاى دينى در تضاد است. در حالى كه داروين هيچ چيزى در اين باره ننوشته و فقط نظريه ارسطويى ثابت بودن جانداران با انبوهى شواهد رد كرده بود. اين نظريه چنان در زيست‌شناسى و رشته‌هاى مختلفان كاربرد پيدا كرد و همه زيست‌شناسان آن را پذیرفتند به طورى كه پاپ ژان پل دوم، رهبر كاتوليك‌هاى جهان، در سال ١٩٩۶ به طور رسمى نظريه تكامل را پذيرفت و اعلام داشت كه نظريه تكامل هيچ تضادى با ايمان به خداوند ندارد.

تئودور دوبژانسكى زيست‌شناس معروف گفته است كه بدون نظريه تكامل هيچ چيز در زيست شناسى معنايى ندارد. اين كتاب انديشه بنيادين داروين را از زمانى كه جهان را دگرگون كرد تا گشوده شدن رمز ساختمان ژنگان انسانى در زمان ما دنبال مى‌كند. اين كتاب چگونگى كشف اولين دايناسورها را توصيف مى‌كند و اين كه چگونه كم كم و به تدريج سرگذشت موجودات زنده رديابى شد تا اينكه امروزه سررشته حيات و رابطه آن را با هم، از ميكروارگانيسم‌ها تا انسان‌هايى مانند خودمان، مى‌شناسيم. چگونه و چرا موجودات عظيم و پرقدرتى مانند دايناسورها منقرض شدند و ديگران زنده ماندند.

در واقع ما بقاياى اشكال حياتى پيشين را در بدن‌هايمان باخود داريم و آب درياهاى باستانى در رگ‌هایمان جارى است. نظريه تكامل تلفيقى از رشته‌هاى مختلف دانشورزى است و حاصل ساليان دراز كار خستگى ناپذير و انديشه‌هاى ابتكارى دانشورزان است. كتاب نظريه تكامل چيست؟ هيجان كشف بزرگ داروين را همراه با نگرشى به شيوه پژوهش دانشورزان ارايه مى‌دهد و اين كه بحث و گفت‌وگوى آنها جهان ما را همچنان شكل مى‌دهد.

کتاب «درآمدی تاریخی به نظریه تکامل» در 192 صفحه با شمارگان 700 نسخه و به بهای 95 هزار تومان توسط نشر کرگدن منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...