«تاریخ روابط ایران و فرانسه از سده‌های میانی تاکنون» به قلم صفورا ترک لادانی، عضو هیأت علمی گروه فرانسه دانشگاه اصفهان از سوی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی منتشر شد.

تاریخ روابط ایران و فرانسه از سده‌های میانی تاکنون صفورا ترک لادانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، این کتاب به بررسی روابط ۸۰۰ ساله ایران و فرانسه از قرون وسطی تاکنون پرداخته و از رونق روابط در قرن ١٧ میلادی و حکومت صفویان تا علاقه خاص حکومت پهلوی به فرهنگ و تمدن فرانسه سخن به میان آورده است.

همچنین با مقایسه تاریخ ۴۰ ساله ایران و فرانسه پس از انقلاب اسلامی، پر مناقشه ترین دوره تاریخی دو کشور را، این مقطع دانسته است. حمایت مالی و تسلیحاتی فرانسه از عراق در طول ٨ سال جنگ ایران و عراق و در ادامه اتخاذ تصمیمات همسو با دولت آمریکا در مذاکرات هسته‌ای از موضوعات طرح شده در این کتاب است.

کتاب «تاریخ روابط ایران و فرانسه از سده‌های میانی تاکنون» به قلم خانم صفورا ترک لادانی، عضو هیأت علمی گروه فرانسه دانشگاه اصفهان و از سوی مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در ۴۸۲ صفحه با قطع رقعی چاپ شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...