حمید مصطفوی از انتشار کتاب «گویش فریدنی زبان گرجی در ایران» به خط و زبان گرجی از سوی انتشارات مری دیانی در تفلیس گرجستان خبر داد.

گویش فریدنی زبان گرجی در ایران

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، حمید مصطفوی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تفلیس درباره انتشار کتاب «گویش فریدنی زبان گرجی در ایران» گفت: این کتاب از سوی خانم مارینا بریدزه و خانم لیا باکورادزه، از اساتید دانشگاه و زبانشناسان انستیتوی زبانشناسی ارنولدچی کوووا وابسته به دانشگاه دولتی تفلیس در ۸۹۵ صفحه در قطع رحلی توسط بنیاد علمی شوتا روستاولی گرجستان به خط و زبان گرجی تألیف شد و اخیراً از سوی انتشارات مری دیانی در شهر تفلیس پایتخت گرجستان به چاپ رسیده است.

وی افزود: این پروژه تحقیقاتی با هدف مستندسازی و مطالعه گویش فریدنی گرجی زبانان ایران و همچنین انتشار اطلاعات در مورد نتایج این مطالعه و ایجاد شرایط دسترسی به آن انجام شده است.

رایزن فرهنگی ایران در تفلیس اضافه کرد: در این کتاب خصوصیات‌های آواشناسی، صرفی، نحوی، لغوی گویش فریدنی تا حد ممکن منعکس شده و خصوصیات زبانی متمایز داخلی گویش و همچنین رویدادهای جالبی ناشی از ادغام مجدد زبانی و فرهنگی گرجی زبانان ایرانان با میهن تاریخی خود، بحث شده است.

وی درباره ساختار این کتاب نیز گفت: این کتاب دارای ۱۶ فصل شامل منابع تاریخی در مورد مهاجرت و اسکان گرجی‌ها در ایران، گزارش‌های مطبوعاتی و شفاهی درباره مستعمرات گرجی در ایران، فریدن و گرجستان، گویش فریدنی در سیمای زبانی ایران مدرن، جزیره زبانی گویش فریدنی نمونه‌ای بی نظیر از گویش جزیره‌ای، ویژگی‌های اصلی بسیج قومی فریدنی‌ها، داده‌های بررسی زبان شناسی از گویش فریدنی و ویژگی‌های آوایی فریدنی است.

مصطفوی ویژگی‌های مورفولوژی در گویش فریدنی، ویژگی‌های اشکال فعل در گویش فریدنی، کلمات بدون تغییر در گویش فریدنی، ویژگی‌های نحوی اصلی گویش فریدنی، مدل‌سازی و نمایش فضای زبانی فرهنگی گویش فریدنی در پیکره گویش‌های گرجی، علم اشتقاق لغات، توضیحات عمومی لغت فریدنی و افسانه‌های فریدنی را از دیگر فصول این کتاب برشمرد.

رایزن فرهنگی ایران در تفلیس ادامه داد: بر اساس یافته‌های این تحقیق طبق متون فریدنی، منتشر شده در مجموعه لهجه‌های گرجی، ۵۰۶۰۱ کلمه منحصر به فرد وجود دارد پیش از این تحقیق کتاب فرهنگ گویش فریدنی تألیف (ن.ناخوتسریشویلی، م. بریدزه، ل.باکورادزه) منتشر و در نمایشگاه کتاب فرانکفورت ۲۰۱۸ رونمایی شده است.

وی با اشاره تاریخچه حضور گرجیان در ایران اظهار کرد: نخستین حضور گرجیان در ایران به دوره صفویه برمی‌گردد که جمعیتی بین ۵۰ تا ۲۰۰ هزار نفر طی سال‌های ۱۵۴۱ تا ۱۵۵۴ میلادی به ایران آمدند. به هنگام پادشاهی شاه عباس اقوام ترک از دشت مغان آذربایجان و ارمنی‌ها از ارمنستان و گرجی‌ها از گرجستان به منطقه فریدن مستقر شدند.

مصطفوی اضافه کرد: فَریدَنْ یا فِرِیْدَنْ منطقه‌ای در غرب استان اصفهان است. منطقه فریدن شامل چهار شهرستان: فریدون‌شهر، چادگان، بوئین و میاندشت و فریدن می‌شود. منطقه فریدن از شمال به شهرستان خوانسار، از جنوب به استان چهارمحال و بختیاری، از شرق به شهرستان تیران و کرون و از غرب به استان مرکزی و لرستان محدود می‌شود.

وی یادآور شد: براساس اسناد تاریخی در عهده صفوی بیش از ۲۰۰ هزار گرجی به ایران کوچانده شدند. گرجی‌ها که عمدتاً از منطقه کاختی گرجستان به ایران کوچانده شدند، ابتدا همگی در زمان شاه عباس در «عباس‌آباد» اصفهان و پس از مدتی عده‌ای از آنان در نجف آباد ساکن شدند که به دستور شاه عباس عده‌ای از آنان که دارای خصال ستیزه‌جویی و جنگاوری بودند، جهت حفظ پایتخت (اصفهان) از حملات اقوام لر همچنین به دلیل آب و هوای مساعد و مزارع و شکارگاه‌های مناسب به فریدن مهاجرت کردند.

مصطفوی در پایان گفت: در حال حاضر بزرگترین محل اسکان آنها شهر امروزیِ فریدن در حوالی شهر اصفهان است و روستایی در حومه بهشهر در مازندران که امروزه به نام گرجی‌محله شاخته می‌شود. همچنین، اجتماعات بسیار کمتری در استان‌های امروزیِ قزوین، گیلان، گلستان، لرستان، فارس، خراسان، یزد و تهران نیز ساکن شدند.

................ هر روز با کتاب ...............

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...