سه شنبه پنجم اسفند همزمان با سالروز ولادت حضرت زینب (س)،مراسم رونمایی از دو کتاب «زینب کبری (س) پیام آور عاشورا» و «زینب فریاد فرمند» برگزار می‌شود.

به گزارش مهر، این مراسم با حضور و سخنرانی حجت‌الاسلام سید مهدی خاموشی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، دکتر سید اسماعیل منصوری لاریجانی، نویسنده کتاب «زینب کبری (س) پیام آور عاشورا» و غلامحسین انصاری، مترجم کتاب «زینب فریاد فرمند» 5 اسفند 93 درسالن همایش سازمان تبلیغات اسلامی از ساعت 14:30تا 16:00برگزار می‌شود.

کتاب «زینب فریاد فرمند» نوشته آنتون بارا در شش فصل با عناوین «آماج مصائب»، «عروس شهادت»، «بانوی قهرمان کربلا»، «فریادی که انقلابی را کامل کرد»، «بانوی مقدس» و «حماسه پیروزی»   و کتاب « زینب کبری (س) پیام آور عاشورا»  در چهار فصل با عناوین «زندگانی فردی زینب کبری (س)»، «حیات سیاسی»، «قیام» و «زینب وقیام امام حسین (ع)»، از سوی شرکت چاپ و نشر بین الملل منتشر شده است.

سید حسن میر کریمی، مدیر عامل شرکت چاپ و نشر بین الملل درباره  هدف و انگیزه چاپ این دو کتاب می‌گوید: شخصیت عظیم حضرت زینب (س) از موضوعات مفعول مانده ای است که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است و معمولا زندگی این شخصیت بزرگوار و تاریخ ساز به صحنه های مصیبت بار کربلا و شام خلاصه شده است. بنابراین لازم بود که در جهت معرفی هر چه بیشتر این بانوی عالی مقام بیت علوی، آثار درخور و قابل قبولی در عرصه نشر کشور، تولید و منتشر شود.

وی در ادامه اظهار می‌کند: «زینب فریاد فرمند» ترجمه اثری از دکتر آنتوان بارا نویسنده مسیحی است که متن عربی آن اثری فاخر و منثور در ادبیات عربی به حساب می آید که متن اصلی آن، پیشتر توسط شرکت چاپ و نشر بین الملل به چاپ رسیده است و در حال حاضر آقای غلامحسین انصاری، مترجم با تجربه با قلم شیوای خود آن را به فارسی برگردان نموده اند.  همچنین وی درباره کتاب « زینب کبری (س) پیام آور عاشورا» می‌گوید:  این اثر در قالبی عمیق به زندگی و حیات عقیله بنی هاشم می پردازد و دکتر منصوری لاریجانی، نویسنده این کتاب با رعایت ایجاز و روانی قلم خود، خوانندگان این اثر را به ضیافت پر برکت حضرت زینب (س) میهمان کرده اند.

در این مراسم به مناسبت سالروز ولادت حضرت زینب (س)، میان برنامه شعرخوانی نیز، توسط شاعر آیینی سید حمیدرضا برقعی برگزار می‌شود.

تلاش و رنج یک هنرمند برای زندگی و ارائه هنرش... سلاح اصلی‌اش دوربین عکاسی‌اش بود... زندانی‌ها هویت انسانی خود را از دست می‌دادند و از همه‌چیز تهی می‌شدند... وقتی تزار روسیه «یادداشت‌هایی از خانه مردگان» را مطالعه کرد گریه‌اش گرفت و به دستور او تسهیلاتی برای زندان‌های سیبری قایل شدند... نخواستم تاریخ‌نگاری مفصلی از اوضاع آن دوره به دست بدهم... روایت یک زندگی ست، نه بیان تاریخ مشروطیت... در آخرین لحظات زیستن خود تبدیل به دوربین عکاسی شد ...
هجوِ قالیباف است... مدیرِ مطلوبِ سیستم... مدیری که تمامِ بهره‌اش از فرهنگ در برداشتی سطحی از دو مفهومِ «توسعه» و «مذهب» خلاصه می‌شود... لیا خودِ امیرخانی‌ست که راوی‌اش این‌بار زن شده‌است تا برای تهران مادری کند؛ برای پسربچه‌ی معصومی که پیرزنی بدکاره است در یک بن‌بستِ سی‌ساله... ما را به جنگِ اژدها می‌برد امّا می‌گوید تمامِ سلاحم «چتربازی» است و «شاش بچّه» و... کارنامه‌ی امیرخانی و کارنامه‌ی جمهوری اسلامی بهترین نشان‌دهنده‌ی تناقض در مسئله‌شان است ...
بازخوانی ماجراهای چپ مارکسیست- لنینیست که از دهه ۲۰ در ایران ریشه دواند... برای انزلی و بچه‌های بندرپهلوی تاریخ می‌نویسد... تضاد عشق و ایدئولوژی در دوران مبارزه... گاهی قلم داستان‌نویسانه‌اش را زمین می‌گذارد و می‌رود بالای منبر وعظ. گاهی لیدر حزب می‌شود و می‌رود پشت تریبون. گاه لباس نصیحت‌گری می‌پوشد... یکی از اوباش قبل از انقلاب عضو کمیته می‌شود... کتاب پر است از «خودانتقادی» ...
آیا می‌توان در زبان یک متن خاص، راز هستی چندلایه و روزمره‌ انسان عام را پیدا کرد؟... هنری که انسان عام و مردم عوام را در خود لحاظ کرده باشد، به‌لحاظ اخلاقی و زیباشناسانه برتر و والاتر از هنری است که به عوام نپرداخته... کتاب خود را با نقدی تند از ویرجینیا وولف به پایان می‌برد، لوکاچ نیز در جیمز جویس و رابرت موزیل چیزی به‌جز انحطاط نمی‌دید... شکسپیر امر فرازین و فرودین را با ظرافتی مساوی درهم تنید، اما مردم عادی در آثار او جایگاهی چندان جدی ندارند ...
با دلبستگی به دختری به‌ نام «اشرف فلاح» که فرزند بانی و مؤسس محله است، سرنوشتِ عشق و زندگی‌اش را به سرنوشت پرتلاطم «فلاح» و روزگار برزخی حال و آینده‌اش گره می‌زند... طالع هر دویشان در کنار هم نحس است... زمینی برای بازی خرده‌سیاست‌مدارها و خرده‌جاه‌طلب‌ها... سیاست جزئی از زندگی محله است... با آدم‌ها و مکانی روبه‌رو هستیم که زمان از آنها گذشته و حوادث تکه‌تکه‌شان کرده است. پوستشان را کنده و روحشان را خراش داده ...